ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٠ - استثناء دليل روشن براى اثبات اين حقيقت است كه مختصات وارده در قرآن در بارهء انسان همه ذات و طبيعت او نيست
مربوطه و ديگر منابع اسلامى بر مى آيد ، اينست كه حيات انسانى داراى همهء آن استعدادها است ، چنانكه داراى استعداد عاليترين مختصات و صفات انسانى - الهى نيز ميباشد . و در حقيقت حيات انسانى يك جهان اجمالى است كه در مسير خود و با بر خورد با عوامل و انگيزههاى متنوع كه مى توان گفت : نامحدود و قابل شمارش نمى باشند ، مختصات و صفاتى را از خود بروز مى دهد .
تعليم و تربيت صحيح انسانى اسلامى و سلامت جو محيط و جامعه كه بوسيلهء پيامبران الهى و حكماى انسان شناس و مربيان عاليقدر ، مورد دستور و توصيه است ، هدفى جز توضيح و توجيه حيات انسانى به سوى « حيات معقول » نبوده است .
اكنون مى پردازيم به تفسير آياتى كه مختصاتى را به انسان نسبت مى دهد كه در ظاهر بيان كنندهء طبيعت انسانى است ، در اين تفسير خواهيم ديد كه همهء آيات قرآنى و ديگر منابع معتبر اسلامى كه مختصاتى را به انسانها نسبت مى دهد ، معرفت ذات و طبيعت غير قابل تغيير نيست ، بلكه آنها امورى هستند كه با ارتباط استعدادهاى انسانى با عوامل بيرون ذاتى بروز مى نمايند ، در صورتى كه با خود شناسى و خود سازى صحيح از بروز اوصاف منفى مى توان جلو گيرى نموده و استعدادهاى مثبت انسانى را با همان خود شناسى و خود سازى مى توان به فعليت رسانيد .
آيهء شمارهء دوم - مى گويد : « انسان از شتاب آفريده شده است » اين كه انسان از شتاب آفريده شده است ، چه معنى دارد و آيا اين بيان دلالت ميكند كه طبيعت و ماهيت انسان ، يا جزئى آن حقيقتى است بنام شتاب در گفتار يا كردار يا انديشه ، يا هدف گيرى و تصميم و غير ذلك پاسخ اين دو سؤال با نظر به مطالبى كه مى گوئيم ، روشن خواهد گشت . معناى عجله كه در لغت فارسى شتاب گفته مى شود سرعت و تندى غير قانونى حركتى است در يك مسير