ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٣ - نظريهء سوم
مى آيد انجام بدهد و آنچه كه از عدد داريم لفظ است و نقش بدو نوع ( كتابتى و رقمى ) .
با همهء اين ناتوانيها در نفوذ به عمق واقعيات ، بشر همچنان مى تواند و اگر بخواهد پيش مى رود .
اگر چه اين مسئله بطور مختصر در مباحث پيشين مطرح شده است ، ولى در اين مورد از جنبهء ديگر بايد مورد توجه عميقتر قرار گيرد . آيا احساس اين ناتوانىها تاكنون توانسته است نوع انسانى را در جهان شناسى از ديدگاه علوم و جهان بينىها باز بدارد نه ، هرگز . آيا احساس اين ناتوانىها توانسته است از نفوذ آدمى در سطوح و ابعاد گوناگون طبيعت و وجود خويشتن جلوگيرى نمايد نه ، هرگز . حتى انسانهاى آگاه از كاوش در آن واقعيات هستى كه غير قابل نفوذ مى نمايد ، هرگز خسته و نوميد نگشته و با اين اصل كه :
< شعر > اين قدر هست كه اميد وصول نگذارد كه شود شخص ملول < / شعر > لحظه اى فارغ ننشستهاند ، اگر هم نتوانستهاند پرده از چهرهء مطلوب آن واقعيتها بردارند ، با آن كاوشها و كوششها ابعاد و چهره هايى ديگر از آن واقعيات را شناختهاند و با رسيدن به آن چهرهها و ابعاد :
< شعر > گفت معشوقم تو بودستى نه آن ليك كار از كار خيزد در جهان < / شعر > مى توان گفت : اين يكى از با عظمتترين نمودهاى حكمت الهى براى تحريك انسانها به تكاپوى پىگير و دائمى است كه آنان را با عشق و علاقه به شناخت واقعيات عميق هستى ، به همهء گوشهها و اعماق آن واقعيات رهسپار مى سازد كه تا شهود و فهم برين آنان را بر انگيزد و با آن شهود و فهم برين به قلهء اعلاى معرفت صعود نمايند . اكنون بايد اين مسئله را تا آنجا كه امكانات ما اجازه مى دهد ، مطرح كنيم كه : ما انسانها مانند آن ماهى كه در دريا به اين سو و آن سو در حركت است و در دريا نفس مى كشد و توالد ميكند و قدرت