ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٢ - نظريهء سوم
ما بطور جدى مطرح است كه آن حركت كه در ذات اشياء است ساختهء ذهن من است ، يا واقعيت دارد اگر گفته شود ساختهء ذهن من است ، فورا به خطاى خود متوجه مى شويم كه تركب جهان واقعى خارجى از عينيت واقعى خارجى و ذهن بشر چگونه امكان پذير است و اگر گفته شود ، حركت يك جزء عينى از جهان واقعى خارجى است ، اين سؤال پيش مى آيد كه كدام حركت حركت جزئى عينى كه قطعا مشخص است يا حركت كلى اگر بگوئيم : حركت جزئى عينى ، ترديدى نيست كه هيچ حركت جزئى عينى و مشخص بنا بر استمرار حركت و تغيير ذات نمى تواند دو لحظه ( حتى يك ميليونيم ثانيه ) در يك حال باشد . و معلوم است كه اين حركت و تغير معلول حركت و تغير ارتباط ذات شيء با پديده هائى است كه در مسير حركت قرار گرفتهاند ، بنا بر اين ، چگونه مى تواند حركت جزيى ذات شيء باشد ، زيرا نه ذاتى ثابت وجود دارد و نه حركتى معين و مشخص ، و اگر مقصود حركت كلى باشد ، مسلم است كه حركت كلى جائى جز ذهن بشرى ندارد . بالاتر از اين ، ما با اين كه با فعاليتها و پديدههاى مغزى و روانى ارتباط مستقيم داريم [ بر خلاف واقعيات جهان عينى كه ارتباط ما با آنها غير مستقيم و بواسطه حدس و ديگر ابزار مى باشد . ] و به اصطلاح ارتباط ما با پديدهها و فعاليتهاى روانى يا حضورى است يا شبه حضورى ، با اين حال ، نمى توانيم در شناخت آنها براى همهء چون و چراهاى آنها پاسخ نهايى داشته باشيم ، ولى بايد بپذيريم كه ناتوانى ما از پاسخ دادن همهء چون و چراها نمى تواند حيات ما را به ركود و سكون بكشاند ، بعنوان مثال : شايد فردى در دنيا وجود نداشته باشد كه شب و روز با عدد سر و كارى نداشته باشد خواه بطور فعاليت خام ذهنى و خواه در حد اعلاى تجريد كه از بروز قدرت تجريد مغزى بر مى آيد . با اين حال تاكنون هيچ متفكرى حتى در حد اعلاى نبوغ و تفكر و مطالعات نتوانسته است توضيحى در بارهء عدد ٢ ، يا ١٢ ، مثلا كه در ذهن پديد