ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧١ - نتيجه منفى يكم در روش تجزيه اى
مفروض را ايجاب ميكند .
بعد دوم - واقعياتى كه معلولات ضرورى اراده بوده و يا بوجود آمدن آنها نياز به تحقق اراده دارد . اين واقعيات به دو قسم عمده تقسيم مى گردند : قسم اول - ( معلولات ضرورى اراده ) - مانند تمركز قواى مغزى در مسير اراده به مقدارى كه اراده به آن نيازمند است و آگاهى به نقطه هائى كه در جريان اراده پشت سر هم قرار دارند .
قسم دوم - ( واقعياتى كه بوجود آمدن آنها نياز به تحقق اراده دارد ) - مانند تصميم و اراده و سلطهء شخصيت به هدف و كارى كه براى وصول به آن هدف مورد اراده قرار گرفته است .
بعد سوم - پديدههاى همزمان با بروز اراده و استمرار آن ، مانند تصورات و تخيلات مربوط به اراده در جريان كه به شدت ارتباط علت و معلولى نمى باشند .
آيا كسى مى تواند حقيقت اراده و مختصات آنرا بدون شناخت ابعاد سه گانه مزبور بشناسد آيا تجزيه و جدا كردن آنها از همديگر مى تواند واقعيتى را بنام اراده كه همهء ابعاد مزبوره در بوجود آمدن آن سهيم و غير قابل تجزيه از همديگر هستند به ما بشناساند چنانكه بالعكس ، اگر ما بخواهيم همه يا يكى از آن واقعيتها را كه در سه بعد وجود دارند ، بشناسيم آيا مى توانيم بدون اراده كه در متن و جريان آنها به وجود مى آيد ، درك و دريافت نمائيم قطعا ، نه .
بطور كلى ، وقتى كه بعضى از روانشناسان و روانكاوان به اين حقيقت اعتراف ميكنند كه اجزاء سازمان مجموعى شخصيت انسانى كه مركب از سه جزء با ماهيت و مختصات مختلف مى باشند ( غرائز ، من اجتماعى ، من برتر من اخلاقى ) به هيچ وجه قابل مرز بندى و تجزيه نيستند ، تكليف ديگر واقعيات حياتى و روانى انسانى مانند لذايذ و آلام و انديشه و تعقل و تجسيم روشنتر مى شود .