ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٩ - مادامى كه ١٧١ من ١٨٧ از ارتباط با طبيعت بريده نشده است ، انبساط و انقباض ( نشاط و سستى ) براى ١٧١ من ١٨٧ يك امر طبيعى است
شكوفائى را احساسات برين مى ناميم و حقيقتا بسيار دشوار است چشاندن طعم حيات بخش اين احساسات براى كسانى كه بكلى دورو بر كنار از آنها مى باشند .
در همهء اين مراحل بدانجهت كه آن سطح من كه مجاور طبيعت است ، با اجزاء درونى و برونى وجود انسان و با طبيعتى كه پيرامون او را گرفته است ، در جريان تأثير و تأثر قرار مى گيرد ، لذا انبساط و انقباض و نشاط و سستى براى انسان يك امر كاملا طبيعى است . آنچه كه بسيار قابل توجه است اينست كه در همهء اين مراحل هر اندازه كه انبساط و نشاطى كه هدف تلقى شده است ، شديدتر بوده باشد ، در موقع فروكش كردن ، انقباض و سستى نيز شديدتر خواهد بود . اشخاص ضعيف الاراده و انبساط پرست و لذت جو در همان مراحل ابتدائى انتقال از احساسات پائين به احساسات بالاتر بجهت پرستش انبساط و لذت با نخستين انقباض و سستى از پاى در مى آيند و مسير خود را عوض مى كنند .
ولى تناوب انبساط و انقباض تا ما قبل مرحلهء حقيقت يابى هر چند كه انسان در مراحل عالى آرمانهاى معقول هم بوده باشد ، استمرار دارد . بهمين جهت است كه امام صادق ( ع ) مى فرمايد :
لكلّ أحد شرّة و لكلّ شرّة فترة فطوبى لمن كان فترته ألى الخير ( براى هر كسى نشاط و انبساط و هيجانى است و دنبال هر نشاط و انبساط دوران سستى مى آيد ، خوش باد حال كسى كه دوران سستى او رو به خير بوده باشد ) .
بايد توجه كرد كه مادامى كه انسان از جريان تناوب انبساط و انقباض بالاتر نرفته است ، بايد اين حقيقت را بداند كه براى نيكو ساختن دوران سستى كه در روايت ملاحظه نموديم ، چاره اى جز تنزل دادن نشاط و انبساط از امتياز هدف بودن وجود ندارد و اين كار هم يك دفعه و ناگهانى امكان پذير نيست ، بلكه بايد چنين كارى تدريجا انجام بگيرد ، تا آدمى بمرحله اى برسد كه از دام فريباى انبساط و لذت و نشاط رها شود و طعم شكوفائى روح را بچشد .