ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٣ - بيست - من انسانى در مسير تصعيد حيات كمالى احتياج به انبساط و شكوفائى طبيعى دارد
براى احساس آسايش و انبساط و بطور مستمر در مسير تصعيد قرار بدهد ، و آن را از مختصات طبيعى غرايز با سرعت و بىامان قطع كند يا با سرعت و بىامان من و مختصاتش را بدنبال خود بكشد و پيرو خود بسازد ، بدون ترديد اين من مختل خواهد گشت و مديريت كالبد را كه مانند مركبى براى آن است از دست خواهد داد ، لذا براى تصعيد حيات كمالى ، مدارا با من ضرورت دارد . بهمين جهت است كه خداوند متعال خطاب به پيامبر اكرم ( ص ) مى فرمايد : ( ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى ) [١] ( ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خود را به مشقت بيندازى ) .
نيز رواياتى متعدد آمده است كه بايد در عبادت خداوندى اعتدال را مراعات كرد ، مانند روايتى كه از پيامبر اكرم خطاب به امير المؤمنين ( ع ) چنين آمده است : ١ - يا علىّ أنّ هذا الدّين متين فأوغلوا فيه برفق و لا تكونوا كالرّاكب المنبتّ لا سفرا قطع و لا ظهرا أبقى [٢] ( اى على ، اين دين ( دين اسلام ) متين است در اين دين با مدارا فرو رويد ( وارد شويد ) و عبادت خدا را بر بندگان خدا ناملايم نسازيد و مانند آن سوار عجول و تند مباشيد [ كه براى زود رسيدن به مقصد بى اندازه به پهلوى اسب مهميز مى زند ] نه سفر ( راهى ) سپرى شده است و نه پشت سالمى براى اسب مانده است ) .
رواياتى نيز در تقسيم ساعات زندگى آمده است كه مى گويد : ٢ - سزاوار است كه انسان مؤمن ساعات عمرش را سه قسمت كند : يك قسمت براى تلاش و كوشش در راه تحصيل معاش . قسمت ديگر براى اندوختن
[١] - طه آيه ٢ .
[٢] . اصول كافى ج ٢ ص ٨٢ .