ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٦ - نتيجهء دوم - آشكار شدن راز روح
بزند و دمار از روزگار مجتمع انسانى در آورد و همچنين براى تحصيل يك لذت جامعه اى را در ورطهء آلام و ناگواريها بياندازد . آيا تاريخ بشرى پر از خود باختگىها و تعدى و تجاوزهاى ناشى از قرار گرفتن تحت تأثير اين دو پديده نيست قطعا چنين است . آن مرد حكيم كه مى گويد : « براى بشر نقصى از اين بزرگتر وجود ندارد كه لذائذش را بر آلام ديگر مبتنى مى سازد ، زيرا :
< شعر > ده تن از تو زرد روى و بينوا خسبد همى تا به گلگون مى تو روى خويش را گلكون كنى < / شعر > و نمى تواند از آن لذت برخوردار شود كه حقيقتا از آن خود او است هيچ عاملى نيرومندتر از همت عالى نمى توان يافت كه ثبات و آرامش انسان را در برابر دو پديدهء مزبور تأمين نمايد و با آشنا ساختن انسان با راز اصلى روح كه ما فوق لذائذ آلام است ، تصعيد كمالى حيات را تضمين كند .
نتيجهء دوم - آشكار شدن راز روح - اين مطلب كه لذائذ و آلام پرده هائى را روى راز اصلى روح مى كشند و انسان را از برخوردارى از آن رازها محروم مى سازند ، مطلبى است كاملا منطقى < شعر > السّرّ فى النّفس حزن النّفس يستره فأن تولىّ فبالأفراح يستتر و السّرّ فى العيش رغد العيش يحجبه فأن أزيل تولىّ حجبه الكدر فأن ترفّعت عن رغد و عن كدر جاورت ظلّ الَّذى حارت له الفكر < / شعر > [١] جبران خليل جبران ( اندوه روانى راز روان آدمى را مى پوشاند ، و هنگامى كه اندوه منتفى گشت ، راز روان با شادىها پوشيده مى شود . رفاه فراوان در زندگى پرده بر روى راز زندگى مى اندازد و هنگامى كه رفاه منتفى گشت ، تيرگى پوشاندن راز زندگى را بعهده مى گيرد . اگر از رفاه و تيرگىها [ و شاديها و اندوهها ]
[١] . مجموعهء جبران خليل جبران ص ٣٥٣ .