ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥ - و من أبصر بها بصّرته ، و من أبصر أليها أعمته
كه هرگز به فكر موجوديت و استعدادها و سرمايههاى خويشتن نيستند و همواره به ديگران مى نگرند و مى بينند : آن ديگران در اين دنيا امتيازاتى بدست آوردهاند ، و بدون اين كه در موجوديت و مختصات شخصى خود بنگرند ، به تلاش مى افتند و بناى تكاپو مى گذارند و هنگامى كه بخود مى آيند كه مى بينند - « رنج ضايع سعى باطل راه دور » چرا آن امتيازات از چنين شخصى گريزان مى شود پاسخش روشن است ، زيرا اين شخص از خود گريزان شده است ، اگر از خود گريزان نبود ، بارور شدن آن موجوديت و مختصاتى را كه خود دارا ميباشد . جستجو مى كرد و امتيازات ديگران را دور از منطقهء موجوديت و مختصات خود تلقى ميكرد و در نتيجه با يك استغناء شريف ذاتى ، خود را نيازمند آن امتيازات نمى ديد . زيرا وضع روحى خود را بالاتر از آنها مى ديد .
البته اين احساس و الا منافاتى با مسابقه در راه خيرات و كمالات كه قرآن به آن دستور داده است ، ندارد ، زيرا مسابقه در خيرات نصيب كسى مى شود كه از حيات طبيعى محض گام فراتر نهاده و موفق به حركت در « حيات معقول » بوده باشد . و اگر براى متورم ساختن حيات طبيعى محض بدنبال خوشىها و لذايذ و امتيازات دنيا بدود ، اگر هم بجهت منتج بودن اراده كه قانون إلهى است ، نمودهاى بى اساسى از آنها را بدست بياورد ، پاسخگوى خواستهء مطلق او نخواهد بود . و بالعكس كسانى كه استغناى شريف ذات انسانى خود را درك كرده ، بمقتضاى قانون عقلانى - إلهى با طبيعت و امتيازات آن ، حركت كنند ، بدان جهت كه حرص و آز و عشق به آن امتيازات را ندارند ، يا عين همان خواستهها سراغ او را خواهند گرفت و يا بجهت استغناى مزبور خود را واجد آنها خواهند ديد و يا خود را بالاتر از آنها خواهد دانست .
و من أبصر بها بصّرته ، و من أبصر أليها أعمته ( و كسى كه با اين دنيا بنگرد ، يعنى از اين دنيا وسيلهء بينائى جويد ، دنيا او را