ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٩ - مفهوم ضعيف و قوى در نوع انسانها و نبودن ميانگين ميان آن دو
استعدادها بودهاند ، قوى و نيرومند و آنانكه فاقد آنها بودهاند ، ضعيف و ناتوان تلقى شده ، همواره زندگى را مانند يك بار سنگين در برابر اقوياء بدوش كشيدهاند . از طرف ديگر مسلم است كه سوداگران هرگز معناى قدرتها و امتيازات مفيد در هر دو قلمرو مادى و معنوى از ديدگاه كاروان « حيات معقول » را نفهميدهاند و نخواهند فهميد . يعنى نخواهند فهميد كه معناى :
< شعر > أريد حياته و يريد قتلى عذيرك من خليلك من مراد < / شعر > چيست شگفتتر و اسف بارتر از اين مطلب ديده نمى شود كه هنگامى كه تنوع و اختلاف طبايع اشيائى كه در مجراى تفاعل قرار مى گيرند هيچيك از آنها بديگرى نمى گويد كه « چون من هستم ، پس تو نيستى » در صورتى كه جنگ و ستيزهاى آدميان گاهى فقط بر اين مبتنى است كه « چون من هستم تو نبايد باشى » يا هستى تو بايد تابع اراده و هستى من باشد « اگر هم در مجراى تفاعل ، يكى از اشياء قدرت و تعين خود را بكلى از دست بدهد ، نه آنچه كه غالب شده است ، موجوديت خود را آگاهانه و از روى آزادى و اختيار بر شيئى مغلوب ترجيح مى دهد و حق بقاء را در انحصار خود قرار مى دهد ، و نه آنچه كه مغلوب شده است ، موجوديت خود را شكست خورده اى مى بيند كه بقاء جبرى خود را بدون قانون مجوز ربوده شده ببيند . در مبحث گذشته بعنوان مثال ديديم كه مزون هايپرون كه بنا بگفتهء بعضى فيزيكدانان ده ميليونيم ثانيه در اين دنيا عمر مى كند ، در برابر چهارده ميليارد سال عمر كهكشان كوتاه است ، ولى ضعيف نيست در اين نوع ، ضعيف در مقابل قوى نقص ارزشى نمى بيند ، بلكه آنچه كه وجود دارد محدوديت موجوديتى است كه همان قوى كه در اين موقعيت بآن غالب شده است ، در مقابل قوىتر از خوددارا مى باشد . حل نهائى مسئلهء ضعيف و قوى در اين نوع روياروئى كه بيرون از قدرت و اختيار ضعيف و قوى است تنها با اصل وحدت هدف كارگاه هستى و قوانين آن امكان پذير است كه از