ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤١ - مفهوم ضعيف و قوى در نوع انسانها و نبودن ميانگين ميان آن دو
ضعيف و قوى را از بين ببرد .
در آيات قرآنى كلىترين اصلى كه ما را وادار به مجموع نگرى و لزوم اشتراك هر يك از اجزاء در آن مجموع رو به هدف مى نمايد چنين گوشزد شده است : ( يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثى وَجَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَقَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقاكُمْ ) [١] ( اى مردم ، ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را شعبهها و گروهها قرار داديم تا با يكديگر به مقام معارفه برسيد . با ارزشترين شما نزد خداوند ، با تقوىترين شما است ) .
اجزاء اين اصل كلى بقرار زير است : ١ - خلقت همهء انسانها از يك مرد و زن است ، اين جزء از اصل مبدء تكوين و اصل خلقت آدميان را گوشزد ميكند كه همهء آنان بدون اين كه از اين جهت اختيارى داشته باشند ، از يك اصل و مبدء آفريده شدهاند . لذا از اين جهت هيچ يك از شما انسانها بر ديگرى برترى ندارد . در روايتى از پيامبر اكرم ( ص ) چنين آمده است :
كلَّكم من آدم و آدم من تراب ( همهء شما از آدم متولد شدهايد و آدم از خاك آفريده شده است ) .
٢ - و ما شما را شعبههاى گوناگون و گروههاى مختلف قرار داديم .
اولا آدم در اين جزء از اصل هم هيچ گونه اختيارى نداشتهاند و مقصود از شعوب كه جمع شعبه است . مختصات و منشها و استعدادها است كه بوجود آورندهء حكمت بسيار حياتى است كه در « لتعارفوا » بيان شده است ، نه نژادها و گروههاى اقوام و ملل كه در روى زمين جدا از همديگر زندگى ميكنند .
يعنى خداوند متعال در اين آيه در صدد بيان يك پديده كه از اوضح واضحات است نمى باشد ، زيرا پديدهء گسترش انسانها در روى زمين و اين كه هر عده اى از آنها را يك محيط يا يك نژاد متشكل ساخته و با يكديگر بزندگى مى پردازند ،
[١] . الحجرات آيه ١٣ .