ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٤ - ضعفهاى اختيارى مستند به خود انسان
بنا بر اين ، ضعف در اصل ظرفيت آدمى است نه محدوديت علم او .
ضعفهاى اختيارى مستند به خود انسان دو نوع ضعفى كه مطرح كرديم ، غير ارادى بوده و انسان نمى تواند آن دو نوع را بطور كامل از خود بر طرف بسازد . و چنانكه اشاره كرديم اين دو نوع ضعف ، نقصى در خلقت انسانى محسوب نمى گردد ، بلكه محدوديت وجودى او است كه فقط در ارتباط با خداوند نامحدود و نامتناهى از محدوديت خارج مى شود .
< شعر > قطرهء دانش كه بخشيدى ز پيش متصل گردان بدرياهاى خويش قطرهء علم است اندر جان من وارهانش از هوا و ز خاك تن < / شعر > اين مسئله در مباحث آينده با عنايات خداوندى تا حدودى تكميل خواهد گشت .
آنچه كه مورد مسئوليت قطعى و مستقيم است ، اجتناب از ايجاد عوامل ضعف يا ادامهء ناتوانى است كه انسان همواره در معرض آن قرار گرفته است .
كوشش براى تحصيل قدرت در مسير زندگى ، اين است قانون اساسى حيات آدمى ، قانونى كه از بطن حيات مى جوشد . بهمين جهت است كه بايد گفت : از دست دادن قدرت براى زندگى نوعى مبارزه با مشيت خداونديست كه كار نادانان و احمقان است . ادامهء جهل با امكان بدست آوردن علم ، از دست دادن قدرت بر زندگى است .
< شعر > توانا بود هر كه دانا بود بدانش دل پير برنا بود < / شعر > از دست دادن آموزش وسائل زندگى ، بىاعتنائى به قدرت است كه نوعى خودكشى محسوب مى شود . تن پرورى و تماشا به غارتگرى اقوياى از خدا بى خبر و ضد انسان كه عصارهء حيات آدميان را به يغما مى برند ، تماشا بر نابودى خويشتن و رضايت دادن به آن است . در انتظار آن نشستن كه انواع