ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٩ - استثناء دليل روشن براى اثبات اين حقيقت است كه مختصات وارده در قرآن در بارهء انسان همه ذات و طبيعت او نيست
را هم مى بيند و ميداند ، ولى ديدن و دانستن امور جبرى در مقام توبيخ و سرزنش به رخ انسان كشيده نمى شود . بنا بر اين ، مقصود از شهادت همان است كه بآن اشاره نموديم كه او زشتى كفران و اجتناب از آن را بخوبى ميداند .
٣ - ( إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيراً . إِلَّا الَّذِينَ تابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِالله وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّه فَأُولئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ ) [١] ( قطعا منافقين در درك الاسفل از آتش دوزخند و براى آنان ياورى پيدا نخواهى كرد . مگر كسانى كه توبه نموده و خود را اصلاح نمايند و به خواست و دستورات الهى چنگ بزنند و دين خود را از آلودگىها تصفيه نموده و اخلاص بورزند ، اين توبه كنندگان با مؤمنانند ) .
٤ - ( وَما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ ) [٢] ( من نفس خود را تبرئه نميكنم ، زيرا نفس همواره فرمان به پليدى مى دهد ، مگر آنكه پروردگار رحم فرمايد ، قطعا خداى من بخشاينده و مهربان است ) .
٥ - ( فَإِنْ أَعْرَضُوا فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ وَإِنَّا إِذا أَذَقْنَا الإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِها ) [٣] ( و ما هنگامى كه از طرف خود براى انسان رحمتى چشانديم ، بآن رحمت خوشحال مى شود و اگر بجهت ناشايستىهائى كه خود اندوختهاند ، بناگوارى مبتلا شوند ، انسان كفران مى ورزد ) .
با نظر به آيات فوق و امثال آنها هيچ يك از مختصات منفى و آن اوصاف زشت كه آدمى از خود بروز مى دهد ، بيان كنندهء عناصر ذات و طبيعت او نيست ، و الا استثناء و توبيخ مفهومى نداشت ، بلكه آنچه كه از مجموع آيات
[١] . النساء آيه ١٤٥ و ١٤٦ .
[٢] . يوسف آيه ٥٣ .
[٣] . الشورى آيه ٤٨ .