با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٩ - نام شهيدان حمله نخست
٤٣- عبداللَّه بن بشر خثعمى. [١]
٤٤- بشر بن عمرو بن احدوث حضرمى كندى. [٢]
٤٥- حجّاج بن بدر تميمى سعدى. [٣]
٤٦- قارب بن عبداللَّه دئلى.
٤٧- عمروبن خالد اسدى صيداوى. [٤]
٤٨- جنادة بن حرث مذحجى سلمانى.
٤٩- سعد، غلام عمرو بن خالد صيداوى.
[١] ر. ك: حاشيه نام «زهير بن بشر خثعمى» ذيل شماره ٢٥.
[٢] سماوى در ابصار العين به نقل از ابن شهر آشوب نوشته است كه وى در حمله نخست به شهادت رسيد. ولى ما نام وى را در فهرستى كه ابن شهر آشوب (المناقب، ج ٤، ص ١١٣) از شهيدان حمله نخست ارائه داده است نيافتيم. زنجانى نامش را در فهرست شهيدان حمله نخست با نام «بشيربن عمرو» آورده است. (وسيلة الدارين، ص ٩٤- ٩٥. وى همچنين در صفحه ١١٠، شماره ١٣، به نقل از سيره نويسان، زندگينامه وى را آورده است.
[٣] سماوى در ابصار العين (ص ٢١٤) مىنويسد: «صاحب حدائق نوشته است كه وى در بعدازظهر و در حال مبارزه كشته شد و ديگران نوشتهاند كه پيش از ظهر و در حمله نخست كشته شد». ولى سماوى اين ديگران را مشخص نمىكند كه چه كسانى هستند!
[٤] ر. ك: ابصار العين، ص ١١٤- ١١٦. ولى ابن شهر آشوب در المناقب (ج ٤، ص ١٠١) مىنويسد: آنگاه عمروبن خالد ازدى به مبارزه آمد و اين رجز را مىخواند:
اى نفس امروزبا آسايش خاطر به سوى پروردگار مىروى.
امروز آن پاداش نيكى را كه خداوند برايت مقرّر داشته دريافت مىدارى.
بى تابى مكن كه هر زندهاى سرانجام فنا مىشود.
سپس پسرش خالد به ميدان آمد و اين رجز را مىخواند:
اى بنى قحطان بر مرگ شكيبا باشيد تا به خشنودى خداوند دست بيابيد.
خداوندى كه صاحب بزرگى و عظمت و برهان و بلند مرتبه و بخشنده و صاحب احسان است.
اى پدر تو به بهشت رفتى در قصرى از گوهر با بنيانى نيكو.
اما مورخان ننوشتهاند كه پسرش خالد، با وى همراه بوده است.
ابن طاووس در اللهوف (ص ١٦٣) گويد: آنگاه عمرو بن خالد صيداوى به ميدان آمد و خطاب به امام حسين (ع) گفت: اى ابا عبداللَّه جانم به فدايت! من تصميم دارم به يارانت بپيوندم و دوست ندارم كه به ميدان نروم و ببينم كه تو در ميان خاندانت تنهايى و كشته بر زمين افتادهاى! امام (ع) به او فرمود: پيش رو كه ما نيز به زودى به تو خواهيم پيوست. او نيز پيش رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد- خداوند از او خشنود باد.