با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٩ - مصيبت حسين در زندگى پيامبران و امتهايشان
نيز همانند حسين (ع) به دنيا بازگردانى تا از آنچه با من كردهاند، خود انتقام بگيرم. آنگاه خداوند به اسماعيل بن حزقيل نيز وعده داد و او همراه حسين (ع) باز مىگردد. [١]
٦- شيخ صدوق از كعب الاحبار نقل مىكند كه گفت: در كتاب ما آمده است كه مردى از فرزندان محمد، رسول خدا (ص)، كشته مىشود؛ و هنوز عرق چارپايان اصحابش خشك نمىشود كه وارد بهشت مىشوند و دست در گردن حورالعين مىاندازند. آنگاه حسين (ع) بر ما گذشت، و ما گفتيم: آيا آن فرزند همين است؟ گفت: نه.
آنگاه حسين (ع) بر ما گذشت؛ و گفتيم آيا ايشان است؟
گفت: آرى. [٢]
٧- نيز شيخ صدوق از گروهى نقل مىكند كه گفتند: ما در سرزمين روم به جنگ رفتيم به يكى از كنيسهها وارد شديم و ديديم كه در آنجا نوشته است:
أيرجوا معشراً قتلُوا حسيناً شفاعة جده يوم الحساب
آيا گروهى كه حسين را كشتند در روز قيامت از جدش اميد شفاعت دارند. پرسيديم:
چند سال است كه اين شعر در كنيسه شما است؟
گفتند: سيصد سال پيش از برانگيخته شدن پيامبر شما! [٣]
ابن نما گويد: عبدالرحمن بن مسلم از پدرش نقل مىكند كه گفت:
ما در سرزمين روم به جنگ رفتيم. در آنجا وارد يكى از كنيسههاى آنان در قسطنطنيه شديم. در آنجا چيز مكتوبى ديديم. از گروهى از شاميان كه خواندن زبان رومى را مىدانستند پرسيدم؛ معلوم شد كه اين بيت (بيت ياد شده) نوشته شده است.
ابو عمرو زاهد در كتاب الياقوت گويد: عبداللَّه بن صفار، دوست ابو حمزه صونى گويد: در يكى از جنگها چند تن را به اسارت درآورديم. در ميان آنان يكى از بزرگان و خردمندان مسيحى نيز حضور داشت. ما او را گرامى داشتيم و به او نيكى كرديم. او به ما گفت: پدرم به نقل از
[١] كامل الزيارات، ص ٦٣- ٦٤، باب ١٩، ح ٣.
[٢] امالى، شيخ صدوق، ص ١٢١، مجلس ٢٩، ح ٣.
[٣] همان، ص ١١٣، مجلس ٢٧، ح ٦.