تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦١ - الف لغت و زبان
هنگام كه يك عرب كلمه «قرب» را در ميدان مخصوص «اقترب» به كار مىبرد، يا حتى كلمه «سار» را به جاى «سارب» مورد استفاده قرار مىدهد، سايههاى دو كلمه با يكديگر آميخته مىشود و الهامبخشيهاى خاص آن از ميان مىرود.
- ثانيا: چنان در اذهان ما جايگزين شده است كه الفاظ عربى معانى جامد و محدود شده دارند، و احساس ما نسبت به محور شعاع كلمه از ميان رفته است. هنگامى كه كلمه «جنّ» را به كار مىبريم، آفريده عجيب و غريبى در ذهن ما جلوهگر مىشود، بدون آنكه لحظهاى به اين انديشه بيفتيم كه ميان اين آفريده و كلمه «ج ن ن» چه ارتباطى وجود دارد. كلمه «جنين» را به كار مىبريم، بدون اين كه بدانيم در اين نامگذارى ارتباطى با معنى موجود بودن فرزند در شكم مادرش وجود دارد: «جنين» و «جنّ» هر دو از چشم مردمان پوشيدهاند.
و به همين گونه لفظ «خمر» را براى شراب مستىآور، و لفظ «خمار» را براى روپوش زنان به كار مىبريم، بىآنكه توجه داشته باشيم كه وجه مشترك در اين هر دو لفظ كيفيت «پوشاندن» است كه يكى از آنها عقل را مىپوشاند و ديگرى چهره را.
و بدين گونه الهامبخشيهاى لفظ عربى تداخل پيدا مىكند و از اين راه فهم مهمترين خصوصيت از خصوصيات لغت عربى از دست مىرود كه اگر از دست نرفته بود فهم قرآن براى ما بسيار آسان مىشد.
بنا بر اين بر ما واجب است كه از فهم تقليدى الفاظ عربى خود را كنار بكشيم و به افق برترى برسيم كه معنى الهامى كلى از آن استشمام مىشود.
و اين كناركشيدن و بيرون آمدن براى فهم قرآن كريم ضرورى است، چه در قله بلاغتى قرار دارد كه به صورت رعايت تناسب فراگير ميان موضوع و لفظ و ميان واقعيت و تعبير از آن خلاصه مىشود. و بنا بر اين كشف منحنيهاى تعبيرى و الهامبخشيهاى لفظى، در فهم قرآن بيش از هر كتاب ديگر، حايز اهميت خاص است، چه در اين كتاب اساسى همين امر به صورتى خاص و توصيف ناپذير مورد نظر بوده است.