تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٥ - موارد حمد و سپاسگزارى
ايشان سلب مىكند، و ناگهان خود را در تاريكيهايى مىيابند كه هيچ چيز را نمىبينند؛ و از همين روى است كه مؤمنان به دعا از خداى بزرگ مىخواهند كه نعمت هدايت را براى ايشان دايمى كند و مستقيم باقى بماند.
«غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ- كسانى كه در معرض خشم (خدا) قرار گرفتهاند.»/ ٨٥ و چون به عمد از راه راست منحرف شدهاند، خداوند نعمت هدايت را از ايشان سلب كرده و پيوسته منحرف باقى خواهند ماند.
مرحله سوم: رهايى از عوامل جبرى انحراف است كه انسان را نادانسته و بدون تصميم گرفتن خودش به راه كج مىكشاند، همچون نادانى و غفلت و فراموشى، كه اينها نيز از عوامل گمراهى است و بايد شخص از شرّ آنها نيز خلاص شود تا استقامت به حدّ كمال رسد.
و بسيارى از مردم، به سبب نادانى ايشان نسبت به دين و خوشبختى و خيرى كه با آن همراه است، انحراف حاصل مىكنند. مانند بيشتر نوجوانانى كه از ارزشهاى خدا دور شده و به چپ و راست رفتهاند، و به خاطر دست يافتن به اصول و مبادى باطل اصول و مبادى راست و حقيقى را فدا كردهاند؛ اينان نادانند، بدان جهت كه اگر از دين درست آگاهى مىداشتند، از فداكارى براى حفظ اصول و مبادى حقيقى و درست خوددارى نمىكردند، و چنين است كه مؤمنان در اوضاع و احوال خاص به گناه كشيده مىشوند و هر چه زودتر توبه مىكنند؛ رهبر اينان غفلت و فراموشى است. به همين جهت است كه مؤمنان راستين به وى از خدا مىخواهند كه آنان را به راه راست هدايت كند و از «گمراهان» قرارشان ندهد
«وَ لَا الضَّالِّينَ- و نه گمراهان.» رهايى از گمراهى نادانسته تنها پس از رهايى از كجراهى و انحراف دانسته است، چه نور خدا وارد قلب متكبّر معاند نمىشود كه تصميم بر كجراهى گرفته است، و به همين جهت است كه قرآن نخست به خلاص شدن از خشم خدا فرمان مىدهد، و سپس به رهايى از گمراهى.