تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٢١ - منافع مردم در فداكارى
شاهدان بگيرد، و خدا ستمگران را دوست نداد.» پس او، به نوبه خود، به كسى ظلم نمىكند، و اگر پيروزى و پيشرفت نصيب كند، پس از آن است كه امت شايستگى خود را از طريق فداكاريهاى سخاوتمندانه نشان داده باشد، و اگر جز اين باشد، نعوذ باللّه، در حق ملت مغلوب شده ستم كرده است.
[١٤١] ج: سپس دلهاى مؤمنان كاملا از داشتن شك درباره رسالت و تعليمات آن پاك نيست، و به آتشى براى پاك شدن نياز دارد، و به فداكاريهايى كه همان آتش است. انسانى كه براى رسيدن به چيزى فداكارى مىكند، هر چه زودتر به آن متمسك مىشود، و اين بر عكس كسى است كه آن را رايگان و بدون فداكارى به دست آورده باشد. تاجرى كه مالى به دست آورده، به نگاهدارى از آن حريصتر از پسر خود او است كه آن مال را به ميراث و/ ٦٦٨ بدون رنج به دست آورده باشد. به همين گونه مؤمن فداكارى كرده در راه ايمان خود، ايمانى قويتر از كسى دارد كه چنين نبوده باشد.
«وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا- و (اين براى آن است) كه خدا كسانى را كه ايمان آوردهاند بيازمايد.» د: كافران دشمنان سرسخت حقّاند، و با پيشرفت امت مخالفت نشان مىدهند؛ اينان كسانى هستند كه مصالح قوم خود يا هواهاى نفس خويشتن را بر مصلحت امت ترجيح مىنهند. به سدهاى راهى مىمانند كه اصلاح كردن آنها ممكن نيست و مىبايستى كاملا از سر راه برداشته و به دور افكنده شوند، ولى چگونه امت مىتواند اين عناصر را بشناسد، و آنها را از عناصر ديگر آويخته به آنها يا خاضع نسبت به آنها به سببهاى برخاسته از ضعف يا عواطف بازشناسد؟ و چگونه اين حق براى رسالت پيدا مىشود كه مردمان را به اين بهانه كه سد راه پيشرفت آينده امّتاند به قتل برساند؟ چگونه مىشود درستى اين عمل را براى توده مردم به اثبات رسانيد.
اما اگر رو به رو شدن گرم صورت بگيرد، و اين عناصر تهديد بزرگى براى