تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦١٩ - شرح آيات
مىشوند. پس بر ايشان لازم است كه سست نشوند و فكر شكست خوردن و نوميدى به جانهاى آنان راه پيدا نكند، و نيز بر ايشان واجب است كه از بعضى زيانها ناراحت نشوند، چه بزودى سود پيروزى زيانهاى كوچك را جبران خواهد كرد.
«وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ- سستى مكنيد و اندوهگين مشويد، و اگر مؤمن باشيد دست دست شما است.» [١٤٠] يكى از اين سنتها آن است كه برترى و پيروزى با تصادف يا بدون فداكارى حاصل نمىشود،/ ٦٦٦ بلكه بايد آمادگى زخم خوردن و دانستن اين مطلب در ميان مؤمنان باشد كه دشمنان نيز به نوبه خود آمادگى دارند و نبايد از آن گريخت.
«إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ- اگر به شما زخمى رسيده، به آن گروه نيز زخمى همانند آن رسيده است.» مهم دانستن اين مطلب است كه دشمن تو نيز در معرض مصيبتى چون تو قرار دارد، و همچون تو از سستى و شكست هراس دارد، و پيروزى از آن كسى است كه بيشتر دوام كند و در برابر درد بردبار باشد، تا دشمن بردبارى خود را از كف بدهد و ديگر قدرت مقاومت نداشته باشد.
سپس بايد دانست كه زندگى ملك هيچ كس نيست، و اين كه گفته مىشود فلان شاه يا رئيس يا نظام يا طايفه و گروه فلانى بر سرزمينى حاكم است، اين بدان نيست كه چنين فرمانروايى مستمر خواهد بود، بلكه اين كسان از آن روى به فرمانروايى دست يافتند كه از داشتن لوازم رهبرى برخوردار بودند، و ممكن است تو نيز چنين باشى و جانشين ايشان شوى.
آنچه حقيقة اهميت دارد، اين است كه بايد از اين اعتقاد خود را خلاص كنيم كه واقعيت باقى مىماند، و اعتقاد جزمى به آن داشته باشيم كه تنها حقيقت باقى و برقرار مىماند.
«وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ- و اين روزها را ميان مردم دست به دست مىگردانيم.»