تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٢ - الف لغت و زبان
/ ٥١ آنچه باقى مىماند پرسش از كيفيت بيرون آمدن است.
و پاسخ آن چنين است: بر فرد لازم است كه
١- خود را از زير نفوذ بودن آن محيط فكرى كه براى لفظ معتقد به داشتن معنى جامد است خارج كند.
٢- و سپس به آن ماده درسى رجوع كنيد كه همه تغيير شكلهاى حاصل از صرف شدن كلمه را جمع مىكند، و در انديشه يافتن معنايى مناسب براى ارتباط دادن اين مجموعه با لفظ مورد نظر بيفتد. مثلا، معانى يعرشون، عرشا، را جمعآورى كند، و به تصريفات لفظ ديگر، عريش و عرش و نظاير اينها بازگردد و از همه آنها معنى بنا و ساختمان فوقانى را استخراج كند كه همه معانى تخت سلطنت و بنا و رفيع و داربست درخت مو و خيمه چوبى عرب يعنى همه معانى را كه اعراب براى اين الفاظ دارند فرامىگيرد.
٣- مقايسه كردن موارد استعمال الفاظ با يكديگر، تا از اين راه معنى مشتركى كه مىتواند همچون معنى جامد ميان موارد مختلف تصور شود، به دست آيد. و طبيعى است كه در استعمال بايد آن چيز معتبر شمرده شود كه اشخاص متوجه به بلاغت در نظر دارند.
اديبان امروز، براى پيدا كردن سايه روشنها و الهامبخشيهاى كلمات، بيش از آنكه از مراجعه به كتابهاى لغت مدد گيرند، از موارد استعمال كلمه در گفتار بلغا بهرهبردارى مىكنند، و اين بدان جهت است كه آنچه در كتابهاى لغت آمده، چيزى پيش از ثبت مردهاى از موارد استعمال نيست، يا استنباط معناى مشتركى از آنها كه مؤلفان كتب به آن پرداختهاند، و بنا بر اين اگر خود شخص به يافتن اين موارد استعمال و استنباط معنى مشترك و جامع از آنها برخيزد، شايستهتر از آن است كه از كتابهاى لغت تقليد كند.
و هر كس با تمرين براى يافتن موارد استعمال به يك حس ادبى عالى مىرسد كه به وسيله آن مىتواند به صورتى دقيق تمايز ميان دو كلمه مترادف را باز شناسد، هر چند نتواند كه اين تشخيص را/ ٥٢ به صورت دقيق بيان كند. و اگر مقايسه