تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٧٧ - از معانى كفر
مانع حج شود، كفران نعمت و تمرّد در برابر دعوت به وحدت و رد آن است و آن كس كه چنين كند مسئول خواهد بود.
«وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ- و هر كس به آن درآيد ايمن باشد.
و خدا را بر مردم است حجّ خانه گزاردن، به شرط آنكه بتواند به آن برسد. و هر كس كفر ورزد (بايد بداند) كه خدا از جهانيان بىنياز است.»/ ٦١٩ حج خانه يعنى رفتن به آن و از راه دور قصد اين رفتن كردن، و استطاعت يعنى: داشتن توانايى بدنى و مالى و امنيّتى.
از معانى كفر
كفر در اين جا دو معنى دارد
اول: كافر شدن به خدا از راه اجرا نكردن فرمانهاى او و از جمله حج.
دوم: كفران و ناسپاسى نسبت به نعمت حج گزاردن و رفتن به جايى كه در آن آزادى و بركت و هدايت و در نتيجه وحدت رسالتى وجود دارد، و كلمه تعريضى آشكار به اهل كتاب است كه على رغم مؤمن بودن به اين كه ابراهيم بانى خانه بوده، به انجام دادن فريضه حج نمىپردازند.
و آخرين سخن: حجّى كه خدا آن را براى همه مردم معين كرد و سمبلى براى وحدت و رفتن به جايگاهى براى تأثير طرفين تمدنى قرار داده، امروز به صورت مجموعهاى از آداب و تشريفات ميانتهى درآمده كه يك درصد فوايد بزرگ خود را شامل نمىشود، و اين به سبب دور بودن امت از روح تعاليم الاهى و به سبب سيطره و استيلاى طاغوتها بر امور امت است.
اگر اين فهم قشرى و بىمغز براى نقش خانه خدا در ايجاد يگانگى و شناختن يكديگر و همكارى و هميارى نمىبود، و اگر طاغوتهاى حاكم بر سرزمينهاى اسلامى وجود نمىداشتند، آن گاه مىديديم كه چگونه حج قادر است كه نقش تمدنى خود را در ايجاد و يگانگى امت و پيشرفت و تكامل و پيروز شدن بر