تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٠ - قرآن ميان تزكيه و تعليم
مىسازد تا از اين راه بتوانند خود را پاك و پاكيزه كنند.
/ ٤٠ و از راهنمايى قرآن به اين سنّتها و هدفها دو امر مورد نظر است
اول: راهنمايى كردن مردم به راه اصلاح خودشان كه عبارت است از ايجاد هماهنگى ميان زندگى خودشان و آنچه سنتهاى كلّى و عمومى خواستار آن است.
دوم: آموختن اين سنتها به مردم. و طبيعى است كه هدف دوم از ظاهر قرآن پنهان بماند، چه سياق و راهنمايى كتاب آسمانى كه در جهت تزكيه است از آن خبر مىدهد كه اين تزكيه هدف يگانهاى است كه قرآن خواستار آن است، ولى، با وجود اين، با ديدى جستجوگرانه، بيانات عالمانهاى كه آيات قرآن از آنها حكايت مىكند، بر ما آشكار مىشود؛ مثلا در سوره الرعد چنين مىخوانيم
«إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» (١١/ ١٣)- خدا وضع و حال يك قوم را تغيير نمىدهد مگر آنكه خودشان آنچه را كه با خود دارند تغيير دهند.
و اين حقيقتى تربيتى است كه كتاب آسمانى ما براى تثبيت مسئوليت شخصى افراد جامعه به آن اشاره مىكند.
و پيش از اين آيه و پس از آن يادآوريهايى به اين حقيقت آمده است.
ولى نظرى جستجوگرانه ما را به وجود چيزى فراگير و با دلالت بيشتر در اين آيه رهبرى مىكند. و آن عبارت از قانونى اجتماعى است كه تمدّن و تطوّر و تكامل صفات نفسانى را به يكديگر ارتباط مىدهد. مىگويد هر اندازه سازندگى قومى بر ويرانگرى آن فزونى داشته باشد، تمدن ايشان پيشرفتهتر است، و در تراز واقعيت، افزونى آبادى بر ويرانى جز پس از آن حاصل نمىشود كه شايستگى نفسانى مناسبى در تراز ذات و نفس فراهم آمده باشد.
اين قانون علمى در اين آيه به صورت وسيلهاى براى تزكيه انسان و تحميل مسئوليت كامل بر عهده وى درباره تطورهاى خارجى درآمده است.
/ ٤١ و وجود نقطه عطفى را در سياق بعضى از آيات مشاهده مىكنيم كه هدف آن بيان حقيقتى علمى است كه ارتباط با واقعيت تزكيهاى دارد كه ظاهر آيه به آن اشاره مىكند.