پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١١ - نكته مقايسه روشنى از مردم عراق و شام!
گويى ميدان جنگ بايد در فصل بهار باشد: در ميان دشتهاى پر گل و مرغان خواننده و مناظر زيبا! در حديثى مىخوانيم [١]: «هنگامى كه امام عليه السّلام مشاهده كرد كه اصحابش بعد از جنگ نهروان از حركت به سوى شام ناخشنودند، آنها را در «نخيله» (لشكرگاهى نزديك كوفه) گرد آورد و دستور داد از لشكرگاه خارج نشوند و كمتر به سراغ زن و فرزندان بروند تا آماده و ساخته براى جهاد گردند؛ ولى آنها آهسته و به طور پنهانى از لشكرگاه خارج مىشدند و راه كوفه را پيش مىگرفتند و جز عدّهاى از ياران خاص امام، با او باقى نماندند؛ هنگامى كه امام چنين ديد به كوفه بازگشت و براى مردم خطبه خواند (خطبهاى شبيه خطبه مورد بحث)» و اين نشان مىدهد كه اگر لحن امام در اين گونه خطبهها تند و خشن است، به خاطر سستى شديد و بىوفايى مخاطبان اوست كه روح پاك او را سخت آزردند و امام عليه السّلام براى تحريك آنها به جهاد با دشمن خونخوار، چارهاى جز اين نداشت.
عامل ديگرى كه سبب سستى و بى انضباطى لشكر كوفه بود، اين بود كه سران آنها در دوران حكومت عثمان، در ناز و نعمت فرو رفته بودند؛ چرا كه او بيت المال را بدون حساب و كتاب در ميان مردم تقسيم مىكرد و براى سران و دوستان و بستگان و نزديكان خود، امتيازات عجيبى قائل بود؛ هنگامى كه تحت برنامههاى حكومت على عليه السّلام قرار گرفتند، وضع دگرگون شد و تلخى عدالت، شيرينى تبعيض و ظلم را از كام آنها بيرون فرستاد؛ مرتّب گلايه داشتند و نق مىزدند؛ اين در حالى بود كه معاويه براى پيشبرد اهدافش، نه عدالت را به رسميت مىشناخت و نه حكم خدا را! تمام تلاش و كوشش او اين بود كه هر كس را با درهم و دينار- به هر مبلغى كه باشد- خريدارى كند؛ او تنها به حكومت خويش مىانديشيد، نه به اسلام و نه به
[١] شرح نهج البلاغه تسترى، جلد ١٠، صفحه ٥١٩.