منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٦٨ - ٢ تقيّه در منابع اهل سنّت
است[١] و حق تعالى فرموده كه: «فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً»؛[٢] و ابن ابى الحديد، در جزو دوازدهم شرح نهج البلاغة، از مورّخين نقل نموده.[٣] و حضرت امير المؤمنين عليه السلام در زمان خلافت ظاهرى، بنا بر خوف از[٤] ارتداد مردمان، امر به ردّ مقام به مكان خود نفرمود، چنانچه محمّد بن يعقوب كلينى رحمه الله در كتاب روضه كافى روايت كرده كه آن حضرت، در يكى از خطبههاى خود مىفرمايد كه: جمعى كه پيش از من، والى و حاكم بودند، كارى چند [را] مخالف سنّت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله دانسته، به جهت بر هم زدن طريقه و تغيير سنّت او كردند و اگر من، مردم را تكليف [به] ترك طريقه ايشان كنم و هر يك از آن امور را مطابق سنّت به جا آرم، هر آينه، لشكر من از من متفرّق مىشوند و با من، كسى نخواهد مانْد، مگر اندكى از شيعيان من كه به فضل من، عارفاند و وجوب اطاعت مرا از كتاب الهى و سنّت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله دانستهاند، با من بمانند[٥].
بعد از آن فرمود كه: اگر بفرمايم كه مقام حضرت ابراهيم عليه السلام را به موضعى كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله گذاشته بود، برگردانند و فدك را به ورثه فاطمه عليها السلام رد كنم، و صاع حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله را به نحوى كه مقرّر فرموده، قرار دهم، و آنچه حضرت به جمعى از مردمان به عنوان اقطاع داده بود و حكّامِ پيش از من، امضاى آنها نكردهاند، به ايشان عطا كنم، و خانه جعفر طيّار را از مسجد بيرون اندازم و به ورثه او دهم، و حكمهاى باطل كه در دعاوى كردهاند، بر هم زنم، و زنانى [را] كه بر خلاف قانون شريعت مقدّسه در دست[٦] مرداناند، به شوهران خودشان دهم، و اولاد و زنان بنى تَغلِب را اسير كنم (زيرا كه در زمان عمر، قبول جزيه- با وجود آن كه نصارا بودند- نكردند و به اسم خراج، از ايشان چيزى مىگرفت، پس از اهل ذمّه نبودند) و آنچه از زمين خيبر در ميان مردم قسمت شده، پس گيرم و دفاتر عطاها [را] كه در زمان خلفا مقرّر شده، باطل سازم و به نحوى كه در ايّام حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله قسمتِ حقوق مسلمانان ميانه ايشان بالسّويّه مقرّر بود، نه آن كه مالدارانى كه خلفا از بعضى جهات ميل به جانب ايشان داشتند، زياده بگيرند، مقرّر سازم، و مساحتى كه عمر ساخته، خراج را موافق آن مىگرفت، زايل سازم، و در تزويج و نكاح،
[١]. ج:« انزجار و انكار نمايند، آن ايمان، عينِ نفاق است».