منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١٥٩ - حرام بودن نوشيدن تمام مست كننده ها
بن محمّد عليهما السلام مرا امر و نهى فرمود. پس آن حضرت به من خطاب كرده، فرمود كه: يا ابا محمّد! نمىشنوى اين سؤالها را؟ بعد از آن، به آن زن گفت كه: يك قطره آن را مچش؛ زيرا كه، وقتى پشيمان خواهى شد كه جانت به اين جا رسيده باشد، و به دست، اشاره به گلوى مبارك خود فرمود، و اين كلام را سه نوبت، اعاده فرموده، گفت: فهميدى؟! آن زن گفت: بلى. بعد از آن فرمود كه: [خمر] به قدر آن كه ميلى را تَر كند، يك خُم آب را نجس مىكند. و اين كلام را سه مرتبه فرمود.[١] و از عمر بن اذَينَه روايت كردهاند كه گفت: نوشتم به خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در باب مردى كه دوايى به او فرمايند از جهت بادِ بواسير كه از آن، به قدر سِكَرجهاى[٢] از نبيذ كه بسته شده باشد، بخورد و قصد آن مرد از خوردن آن نبيذ، لذّت نيست؛ بلكه مطلبش معالجه مرض است. حضرت در جواب فرمود كه: نخورد آن دوا را، و اگر چه به قدر يك جرعه باشد. و فرمود كه: خداى- عزَّ و جلَّ- در هيچ يك از چيزها كه حرام كرده، دوا و شفا قرار نداده.[٣] و از على بن اسباط، روايت كردهاند كه گفت: پدر من خبر داد مرا كه نزد حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بودم كه مردى به آن حضرت گفت كه: من، آزارِ بواسير دارم و به مزاج من، چيزى به غير از نبيذ، موافق نيست. حضرت فرمود كه: تو را چه كار است با چيزى كه خدا و رسول صلى الله عليه و آله حرام كردهاند؟ و اين كلام را سه مرتبه فرمود. بعد از آن فرمود: از اين خيسانيده يا ماليده، بخور كه شب بخيسانى و صبح بخورى، يا صبح بخيسانى و شب بخورى. آن مرد گفت كه: اين، باعث نفخِ شكم مىشود. فرمود كه: من بهتر از اين، چيزى به تو نشان دهم. بر تو باد به دعا، كه دعا از همه دردى شفاست! راوى مىگويد كه گفتيم: اندك و بسيارِ آن حرام است؟ فرمود: بلى. اندك و بسيارش حرام است.[٤] و از حلبى روايت كردهاند كه گفت: پرسيدم از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام از حال دوايى كه به شراب، خمير كرده باشند. فرمود كه: نه. واللَّه دوست نمىدارم كه نگاه به آن كنم! پس چگونه مداوا به آن كنم؟! به تحقيق كه آن، از بابت پيه خوك يا گوشت خوك است و جمعى از مردم، مداوا
[١]. الكافى، ج ٦، ص ٤١٣، ح ١؛ تهذيب الأحكام، ج ٩، ص ١١٢، ح ٢٢٢.