منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١٥٨ - حرام بودن نوشيدن تمام مست كننده ها
مىريختند، مسجد فضيخ ناميدند.[١] و كلينى رحمه الله در كافى و شيخ طوسى رضى الله عنه در تهذيب، از حضرت امام موسى [كاظم] عليه السلام روايت كردهاند كه فرمود: به تحقيق كه خداى- عزَّ و جلَّ- شُرب خَمر را از جهت نامش حرام نكرده؛ بلكه از براى عاقبتش حرام كرده. پس هر چيزى كه كار خمر كند، آن، خمر است.[٢] و به اين مضمون، در كافى چند حديث روايت كرده و در هر دو كتاب، از معاوية بن وهب روايت شده كه گفت: به حضرت امام جعفر صادق عليه السلام گفتم كه: مردى از پسران عمّ من- كه از جمله صلحاىِ دوستان توست- به من گفته كه از خدمت شما سؤال كنم از حكم نبيذ و از براى شما، وصف نبيذ را بيان كنم كه چه نوع چيزى است؟ حضرت فرمود كه: من، نبيذ را براى تو وصف مىكنم. حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده كه: هر مُسكرى حرام است و هر چه بسيارش مستكننده باشد، اندكش حرام است. من پرسيدم: اندكى از چيز حرام را اگر آب بسيار را داخل [آن] كنند، حلال مىشود؟ پس دو مرتبه به دست خود، ردّ سخن من كرد كه: «لا، لا!».[٣] و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كردهاند كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله در خطبه خود فرمود كه: هر مُسكرى حرام است.[٤] و كلينى، در حديث ديگر روايت كرده كه فرمود: هر چه بسيارش مست مىكند، اندكش حرام است[٥] و به اين مضمون، احاديث ديگر وارد شده.
و امّا مداوا و معالجه نمودن به مُسكر يا شراب، پس روايت كردهاند كلينى و شيخ طوسى- رحمهما اللَّه- از ابو بصير كه گفت: امّ خالد عبديّه، به خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام آمد و من، در خدمت آن حضرت بودم. گفت: فداى تو شوم! قراقرى در شكم من به هم مىرسد و اطبّا فرمودهاند كه نبيذ را با آردِ بو داده بخورم و من مىدانم كه تو به آن، راضى نيستى. خواستم كه اين معنى را از تو سؤال كنم. حضرت فرمود كه: چه چيز مانع تو شده از خوردن آن؟ گفت: من، دين خود را به گردن تو انداختم و در وقتى كه خداى تعالى را ملاقات كنم، خواهم گفت كه: جعفر
[١]. تفسير القمّى، ج ١، ص ١٨٠ و ١٨١.