منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١٧٤ - الف معناى لغوى
[بيست و پنجم: غنا]
بيست و پنجم از جمله كبائر- چنانچه از احاديث بسيار ظاهر مىشود-، غناست، يعنى خوانندگى. و در حرمت غنا، ميانه علماى شيعه، خلافى نيست و بعضى از انواع غنا را بعضى از ايشان، استثنا نمودهاند- چنانچه إن شاءاللَّه تعالى مذكور مىشود-، و اگر چه وضع اين مختصر از براى استدلال و تحقيق مسائل نيست؛ امّا چون بسيارى از طبايع به شنيدن غنا، رغبت تمام دارند و شبههاى چند در اين باب، جمعى را عارض شده و نزديك به آن رسيده كه حرمتش منسوخ شود، بلكه بعضى آن را عبادت مىدانند، بنا بر اين، چند مقدّمهاى كه اثبات حرمت و قبح اين فعل، موقوف بر آنهاست، مذكور مىشود.
مقدّمه اوّل، در تفسير غنا و بيان معنى آن
[الف. معناى لغوى]
بدان كه بعضى از از اهل لغت، مثل صاحب صحاح و غير او، بنا بر آن كه تفسير چيزهاى شايع و متعارف را حواله به عرف مىكنند، غنا را تفسير ننمودهاند و بعضى از اهل لغت و فقهاى شيعه- رضوان اللَّه عليهم-، معنى غنا را بيان نمودهاند و اگرچه كلام ايشان، خالى از اختلافى نيست؛ امّا از جميع تفاسير، ظاهر مىشود كه آنچه شايع شده كه از آن احتراز نمىكنند، غناست و كلام هر يك را ذكر مىكنيم تا اين معنى ظاهر شود.
امّا تفاسيرى كه اهل لغت كردهاند، از آن جمله صاحب نهايه گفته كه: «كُلُّ مَنْ رَفَعَ صَوْتَهُ وَ والاه فَهُوَ عِنْدَ الْعَرَبِ غِنَاءٌ[١]»، يعنى: هر كس كه آواز خود را بلند كند و پى در پى كند، آن نزد عرب، غناست. و بنا بر اين، تفسير هر قِسم خوانندگىاى، خواه باعث طرب و تغيّرى در سامعان شود و خواه نشود، و خواه خوب باشد و خواه بد، همه غنا خواهد بود.
و ظاهر آن است كه در معنى غنا، به حَسَب لغت، خوبىِ آواز، دخل نداشته باشد؛ زيرا كه همچنانچه در عرف عجم، خوانندگى خوب و بد مىباشد، در عرف عجم هم غنا دو قِسم مىباشد و خوانندگىِ بد هم خوانندگى است؛ امّا چون بد است، كسى گوش نمىكند و احتياج به حرام كردن ندارد و اگر خواننده از راه جهالت، از آواز خود لذّتى برد، بنا بر آن كه طرب در معنى غنا داخل باشد، نسبت به او به قول همه حرام خواهد بود، و اگر در معنى طرب كه جمعى اعتبار[٢] كردهاند،
[١]. النهاية فى غريب الحديث، ج ٣، ص ٣٩١.