منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١٧٥ - الف معناى لغوى
اين معنى در كار باشد كه عرفا گويند باعث طرب مىشود و جمعى از شنيدن او متلذّذ شوند، چنين خوانندگىاى شايد حرام نباشد و بنا بر اعتبار اوّل كه نظر به اشخاص مختلف شود، بر او حرام و بر ديگران كه لذّت نبرند، حلال خواهد بود و معنى پى در پى كردن آواز كه صاحب نهايه گفته، ظاهر آن است كه ترجيع باشد (و معنى ترجيع، مذكور مىشود) و صاحب قاموس گفته: «الغِنَاءُ كَكِسَاءٍ مِنَ الصَّوْتِ مَا طُرِّبَ بِهِ»؛[١] يعنى: «غناء» بر وزن «كساء»، از جمله آوازها چيزى است كه طرب به او حاصل شود.
و كلام زمخشرى هم به اين معنى اشعار دارد و بنا بر اين، هر آوازى كه باعث طرب شود، غنا خودهد بود، خواه ترجيع داشته باشد و خواه نه. و از كلام ابو عبيد كه صاحب نهايه نقل كرده، ظاهر مىشود كه ترجيع را غنا مىداند. پس، از مجموع سخنان ايشان ظاهر شد كه آنچه ترجيع و طرب، هر دو [را] داشته باشد، البته غناست. و بنا بر گفته بعضى، آوازى كه طرب آورد، اگرچه ترجيع نداشته باشد هم غناست. و به قول بعضى، آواز با ترجيع، اگرچه طرب نياورد هم غناست، و هر گاه هر دو جمع شود، به اتّفاق غناست.
و امّا معنى ترجيع، پس صاحب صحاح گفته كه: «تَرجِيعُ: الصَّوْتِ تَرْديدُهُ فِى الْحَلْقِ كَقِرَاءَةِ أصْحَابِ الألْحانِ»؛[٢] يعنى: ترجيعِ، آواز، گردانيدن آواز است در حلق، مثل خواندن صاحبان لحنها. و لحن را همه اهل لغت، قريب به معنى غنا، مثل طرب آوردن و ترجيع و خوب خواندن، تفسير كردهاند. و صاحب قاموس گفته: «التَّرْجيعُ تَرْدِيدُ الصَّوْتِ فِى الْحَلْقِ»؛[٣] يعنى: ترجيع، گردانيدنِ آواز است در حلق. و صاحب نهايه گفته: «التَّرْجِيعُ تَرْدِيدُ القَرَاءَةِ»[٤] و ترجيع را تصوير نموده به آن كه بگويد: «آااآاآ» و غير ايشان از اهل لغت هم قريب به اين الفاظ، ذكر كردهاند.
و امّا طرب، پس در صحاح گفته: «الطَّرَبُ خِفَّةٌ يصيبُ الإنسانَ لِشِدَّةِ حُزنٍ أو سُرُورٍ»؛[٥] يعنى:
طَرَب، سُبكىاى است كه به آدمى مىرسد از براى بسيارىِ اندوه يا خوشحالى. و صاحب مجمل اللّغة نيز چنين گفته.[٦] و زمخشرى در اساس گفته: «هو خِفَّةٌ مِنْ سُرُورٍ أوْ هَمٍّ»؛[٧] يعنى: طرب، سبُكى از خوشحالىِ يا دلگيرى است. و در قاموس گفته: «الطَّرَبُ مُحرّكةً: الفَرَحُ والْحُزْنُ»؛[٨]
[١]. القاموس المحيط، ج ٤، ص ٣٧٢.