فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٧٨ - سفر
كثير السفر يا كسى كه شغل او سفر است ـ بنابر اختلاف ديدگاهها ـ چنانچه وى ده روز در وطن يا در غير وطن به قصد اقامت ده روز، اقامت گزيند، بنابر قول مشهور، حكم اتمام نماز برداشته و در سفر بعدى نماز قصر بر او واجب مىشود؛ ليكن در اينكه ده روز اقامت در غير وطن بدون قصد اقامت نيز موجب برداشته شدن حكم اتمام نماز و وجوب قصر در سفر بعدى مىشود يا نه، اختلاف است. همچنين در اينكه سى روز ماندن در غير وطن با ترديد در ماندن و رفتن و در نتيجه عدم قصد اقامت ده روز موجب برداشته شدن حكم اتمام نماز مىشود يا نه و يا در صورتى كه پس از سى روز، ده روز اقامت كند كه در مجموع چهل روز شود، حكم اتمام برداشته مىشود، اختلاف است.(٥٩)
بنابر قول مشهور در برطرف شدن حكم اتمام نماز به سبب اقامت ده روز، تفاوتى ميان چاروادار، دريانورد و مانند آنان كه سفر جزء شغلشان به شمار مىرود و غير آنان نيست و در همه افراد و انواع سفرها، اقامت ده روز حكم اتمام نماز را برمى دارد؛(٦٠)ليكن برخى حكم ياد شده را به چاروا دار اختصاص دادهاند و در نتيجه اقامه ده روز موجب برداشته شدن حكم اتمام نماز نسبت به غير چاروادار نمىشود.(٦١)برخى حكم ياد شده را حتى در چاروادار ثابت ندانستهاند.(٦٢)
در اينكه ده روز اقامت موجب خروج فرد از موضوع كثير السفر يا كسى كه شغلش سفر است مىشود يا موجب خروج وى از حكم آن، مسئله اختلافى است. بنابر قول نخست مسافر پس از ده روز اقامت مصداق كثير السفر يا كسى كه شغلش سفر است نخواهد بود و در نتيجه بايد نمازش را تا صدق يكى از آن دو عنوان بر او قصر بخواند. بنابر اين، ثبوت مجدد حكم (اتمام نماز) منوط به دو يا سه بار سفر كردن و يا تا حصول صدق عرفى عنوان بر او ـ بنابر اختلاف ديدگاهها ـ است؛ ليكن بنابر قول دوم، مسافر پس از ده روز اقامت از مصداق كثير السفر يا كسى كه شغلش سفر است خارج نشده و در نتيجه تنها در نخستين سفر نمازش قصر است و در سفرهاى بعدى