فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦١ - رجال؛ علم
رجال امرى ضرور است تا با شناخت وثاقت يا عدم وثاقت راوى، اعتبار يا ضعف روايت وى معلوم گردد.(٢)
در مقابل، برخى اصوليان براى علم رجال، جز در مواردى خاص و نادر، نقش تأثير گذارى قائل نبوده و اجتهاد را متوقف بر آن ندانستهاند. آنان بر نظريه خود اين گونه استدلال كردهاند كه ملاك عمل به روايتى، اتصاف آن به صحّتِ مصطلح نزد متأخران نيست( -->حديث صحيح)؛ بلكه ملاك، وثاقت راوى يا وثوق به صدور روايت از معصوم عليه السّلام است؛ هرچند به واسطه قراين خارجى كه عمده آن وجود روايت در كتب چهارگانه حديثى (كافى، استبصار، تهذيب، و من لايحضره الفقيه) يا ديگر كتب حديثى معتبر نزد اصحاب مىباشد(٣)و با وجود اين ملاك نيازى به علم رجال نيست، مگر در مواردى اندك، مانند موردى كه عمل اصحاب طبق روايتى يا اعراض ايشان از آن براى ما روشن نباشد.
برخى ديگر از اصوليان گفتهاند: مابه اينكه روايات كتابهاى چهارگانه حديثى، فراهم آمده از كتب حديثى معتبر شيعه است، علم عادى داريم. در نتيجه در غير موارد تعارض نيازى به علم رجال نيست. اما در موارد تعارض، با فحص از اسباب برترى يكى از دو حديث متعارض بر ديگرى، از جمله ملاحظه حال راوى و نيز تعداد راويان و وثاقت و عدالت آنان ـ كه علم رجال متكفل آن است ـ حديث راجح، مقدم و تعارض رفع مىشود.(٤)
در مقابل اصوليان، اخباريان( -->اخبارى)احاديث كتابهاى حديثى معتبر، اعم از كتابهاى چهارگانه معروف و جز آنها از قبيل عيون أخبار الرضا، أمالى، إحتجاج و خصال را قطعى الصّدور از معصوم عليه السّلام دانستهاند كه نتيجه آن عدم نياز ملاحظه سند حديث و رجوع به علم رجال است.(٥)
كتابهاى رجالى:مهمترين كتابهاى نگاشته شده در علم رجال عبارتند از:
١. رجال كَشّى، نوشته أبو عمرو، محمدبن عمر بن عبدالعزيز كَشّى كه در عصر ثقة الإسلام كلينى(م ٣٢٩ هـ . ق)