فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٦٧ - شِرك
شركت به معناى دوم (شركت عقدى؛ اكتسابى):
متعلق شركت: شركت عقدى تنها در مال صحيح است كه از آن به شركت «عنان» تعبير مىشود. وجه اين نام گذارى آن است كه هر دو شريك در تصرف همچون دو طرف عنان اسب، برابرند. بنابر اين، شركت عقدى در غير مال صحيح نيست. اين نوع شركت بر سه قسم است.
الف.شركت ابدان [= شركت اعمال [كه عبارت است از عقد واقع بين دو يا چند نفر مبنى بر اشتراك آنان در دستمزد يكديگر. بدين گونه كه بنابگذارند همگى در مزد دريافتى در ازاى كار شريك باشند( -->شركت ابدان).
ب.شركت وجوه؛ كه عبارت است از عقد واقع بين دو يا چند نفر اعتبار دارِ بى سرمايه مبنى بر اينكه هر كدام با استفاده از اعتبار خود كالايى را نسيه بخرد و همه در آن شريك باشند و با فروش آن، سود حاصل را ميان خود تقسيم كنند. تعريفهاى ديگرى نيز از شركت وجوه شده كه مشهورترين آنها همان است كه ذكر شد(--> شركت وجوه).
ج.شركت مفاوضه؛ كه عبارت است از عقد واقع بين دو يا چند نفر مبنى بر اشتراك در سود و زيان حاصل براى هر يك(١٥)( -->شركت مفاوضه).
اركان شركت عقدى:شركت عقدى دارى سه ركن است: متعاقدان، صيغه و مال.
١. متعاقدان:در دو طرف عقد بلوغ، عقل، اختيار و محجور نبودن ـ اعم از محجوريت ناشى از ورشكستگى(-->تفليس)و سفاهت(-->سفاهت)ـ شرط است.(١٦)
٢. صيغه:شركت عقدى همچون ديگر عقود نيازمند ايجاب و قبول است. در صيغه، هر لفظى كه بيانگر مشاركت افراد در معامله و تجارت با سرمايه مشترك باشد، كفايت مىكند. اگر هريك از دو طرف به قصد معامله با مال مشترك بگويد: «إشتَرَكنا؛ شريك شديم» كفايت مىكند؛(١٧)بلكه برخى گفتهاند: اگر يكى بگويد «إشتَرَكنا» و ديگرى بگويد «قَبِلتُ» كفايت مىكند.(١٨)