فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٨٠ - سبك شمردن
٢. كارهايى كه ظهور در استخفاف دارد، ليكن با قصد غير استخفاف از استخفاف خارج مىشود، مانند ماليدن چيزى محترم بر پشت يا پاى خود به قصد شفا گرفتن.
٣. كارهايى كه ظهور در استخفاف ندارد و تحقق استخفاف و عدم آن منوط به قصد انجام دهنده آن است، مانند دراز كردن پا در محضر قرآن كريم.(١)
حكم تكليفى:حكم استخفاف بر حسب نوع و متعلق آن متفاوت است. استخفاف نسبت به آنچه از نظر شرع احترام آن واجب است، حرام مىباشد؛ خواه از زمانهاى شريف باشد، مانند ماه رمضان، ماههاى حرام و روز جمعه يا از مكانهاى شريف، همچون مكّه مكرمه، مساجد و مشاهد مشرفه يا اشخاص شريف، مانند پيامبران و امامان معصوم عليهم السّلام، حضرت صديقه طاهره عليها السّلام و مؤمن و نيز فرشتگان و يا غير آنها از محترمات، از قبيل قرآن كريم، سخنان معصومان عليهم السّلام، تربت امام حسين عليه السّلام و كعبه مشرفه و نيز احكام شرعى و خوردنيها، چون نان( -->احترام).
برخى مراتب استخفاف ـ كه بيانگر بى اعتقادى استخفاف كننده به آن موضوع است ـ موجب كفر و ارتداد( -->ارتداد)مىشود، مانند اهانت(--> اهانت)و استهزاى خدا و اسماء و صفات او، پيامبران و معصومان عليهم السّلام، قرآن كريم، كعبه و احكام ضرورى و مسلّم دينى و شرعى(--> استهزاء).
استخفاف در برخى موارد جايز است، مانند استخفاف نسبت به بدعت گذار( -->بدعت)، كافر حربى(--> اهل حرب)و مسلمانى كه آشكارا مرتكب گناهان مىشود.(٢)
ترك سنن:ترك مستحب و انجام دادن مكروه، حتى همه مستحبات و مكروهات، حرام نيست و در نتيجه موجب سقوط عدالت فرد نمىشود( -->عدالت)؛ ليكن اگر ترك مستحبات و ارتكاب مكروهات به حدّ استخفاف و بى اعتنايى به احكام شرع برسد، مانند اينكه بر ترك مستحبات و ارتكاب مكروهات اصرار ورزد، آيا