فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧٧٤ - شير
حكم ياد شده اختصاص به خوك دارد و شامل سگ نمىشود.(٢٢)
ديات:در جنايت وارد بر زن كه موجب خشك يا كم شدن شير وى و يا عدم امكان خروج آن از پستان گردد، ارش(--> ارش)ثابت است.(٢٣)
(--> آغوز)(--> شير خوار)(--> پستان)
از شير به معناى دوم در بابهاى حج، اطعمه و اشربه و ديات سخن رفته است.
شير از درندگان و حرام گوشتان است.(٢٤)در جواز كشتن آن در حال احرام در صورت نداشتن خطر براى كسى، اختلاف است. كشتن درندگان در حال احرام موجب ثبوت كفّاره نيست، مگر شير بى آزار كه بنابر قول گروهى كشتن آن كفّاره دارد و كفّاره آن يك گوسفند نر است. البته در اينكه كفّاره به جهت احرام( -->احرام)است يا حرم( -->حرم)اختلاف است.(٢٥)
هنگام رويارويى با شير در بيابان، براى دفع ضرر آن، مستحب است سه بار اين دعا خوانده شود:{أعُوذُ بِرَبِّ دانيال و الْجُبِّ مِن شَرِّ هذا الاسَد}.(٢٦)
مسئله زُبْيَه:زُبيَه گودالى است كه براى شير مىكنند. مراد از مسئله زبيه اين است: فردى كه در حال افتادن در زبيه است به ديگرى بچسبد، او نيز به فرد سوم و فرد سوم به فرد چهارمى بچسبد و هر چهار نفر در گودال بيفتد و توسط شير دريده شوند.
امير مؤمنان، على عليه السّلام ـ بر اساس روايت معروف و مشهورى كه از ايشان نقل شده ـ در اين رخداد اين گونه داورى كرد: ولىّ دمِ نفر اول، ثلث ديه را به ورثه نفر دوم و ولىّ دم دومى دو سوم ديه را به خانواده نفر سوم و ولىّ دم سومى ديه كامل را به ورثه چهارمين نفر بپردازد. بسيارى از فقها به اين روايت عمل كرده و به مفاد آن فتوا دادهاند.(٢٧)
از شير به معناى سوم در باب طهارت و در پاسخ به استفتائات نام بردهاند.
آب جارى شده از شير در صورت اتصال به منبعى به اندازه كر( -->آب كر)يا بيشتر، حكم آب كر را دارد و بر اثر ملاقات با نجاست، نجس نمىشود، مگر آنكه رنگ، بو و يا مزه آن بر اثر نجاست تغيير كند.(٢٨)