فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧٧٠ - شيخ
شيح --> درمنه
شيخ
شيخ : داراى مرحلهاى از سن پس از ميان سالى/ استاد راوى حديث(-->تحمل حديث).
در اينكه عنوان شيخ، به معناى نخست در چه مرحلهاى از سن بر انسان اطلاق مىگردد، اختلاف است. برخى گفتهاند: آن كه سنش از چهل گذشته باشد.(١)برخى ديگر گفتهاند: مرجع، لغت و عرف است. ليكن كلمات لغويان در معناى شيخ مختلف است؛ كسى كه سنش از ٤٦ سال تجاوز كرده باشد، از پنجاه سالگى تا پايان عمر، از ٥١ سالگى تا آخر عمر، از پنجاه تا هشتاد سالگى.(٢)البته نزد عرف عرب به پيرمرد «شيخ» و به پير زن «شيخه» اطلاق مىشود. عنوان ياد شده در بابهاى وقف، وصيّت و حدود به كار رفته است.
وقف:به تصريح برخى، چنانچه كسى مالى را براى شيوخ وقف كند، براى مشخص شدن معناى آن به عرف رجوع مىگردد.(٣)
وصيّت:كسى كه براى شيوخ به مالى وصيّت كرده، در اينكه آن مال به افراد بالاى چهل سال داده مىشود يا به عرف و لغت رجوع مىگردد، اختلاف است.(٤)برخى گفتهاند: در صورت مشخص نشدن معناى لغوى و عرفى شيخ و معلوم نبودن مراد وصيّت كننده از لفظ، وصيّت باطل است.(٥)
حدود:حدّ زناى مرد و زن آزاد محصن(--> احصان)تازيانه و سپس سنگسار است؛ ليكن برخى، جمع بين آن دو را به شيخ و شيخه اختصاص داده و در جوان تنها قائل به سنگسار شدهاند.
آيا مراد از شيخ و شيخه مفهوم عرفىآن؛ يعنى پير مرد و پير زن است يا مفهوم لغوى آن؟ ظاهر كلمات فقها معناى نخست است؛ زيرا كسى متعرض معناى اين دو واژه نشده است و در رسالههاى فارسى آن دو را به پير مرد و پيرزن ترجمه كردهاند؛(٦)