فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٧٣ - سفر
در صورتى كه باقى مانده راهى كه مىخواهد برود، در حدّ مسافت باشد، نمازش قصر مىگردد.(٢٩)
٥ . حرام نبودن سفر. بنابر اين، اگر سفر حرام باشد نماز تمام است.(٣٠)ملاك در حرمت سفر، حرام بودن اصل سفر يا هدف آن است نه مطلق ارتكاب فعل حرام در سفر. بنابر اين، ارتكاب عملى حرام، مانند نوشيدن شراب در سفرى كه اصل آن مباح است، موجب اتمام نماز نمىشود.(٣١)
در حرام بودن سفر، تفاوتى بين ابتدا و ادامه آن نيست. بنابر اين، چنانچه سفر در آغاز مباح باشد، ليكن در ادامه به جهت قصد گناه از سفر، حرام گردد، از آن لحظه به بعد نماز تمام است و چنانچه در آغاز به جهت قصد معصيت، حرام باشد، ليكن در اثنا تبدّل قصد از معصيت به طاعت ـ مثلا زيارت ـ حاصل شود، در صورتى كه مقدار باقى مانده در حدّ مسافت باشد، نمازش قصر خواهد شد.(٣٢)برخى گفتهاند: اگر مجموع راه پيموده شده به مقدار مسافت باشد، نمازش قصر است؛ هرچند باقى مانده كمتر از حدّ مسافت باشد.(٣٣)
٦. براى شكار جهت سرگرمى نباشد. مسافرت كردن براى شكار يا به انگيزه خوش گذرانى و سرگرمى است يا به جهت تهيه آذوقه خانواده و يا براى تجارت. بدون شك، شكار رفتن با دو هدف آخر جايز است؛ چنان كه در سفر شكارى با انگيزه نخست، نماز تمام است و چنين سفرى موجب قصر نماز نمىشود؛ ليكن در حرمت اين نوع سفر شكارى اختلاف است. بنابر قول به حرمت، تمام بودن نماز به جهت حرمت سفر است؛ اما بنابر قول به جواز، تمام بودن نماز به دليل خاص مىباشد.
سفر شكارى به انگيزه تهيه آذوقه موجب قصر نماز و افطار روزه مىشود؛ ليكن به انگيزه تجارت اختلاف است كه آيا موجب قصر نماز و افطار روزه مىشود يا تنها موجب افطار روزه مىگردد و نماز در آن تمام است.(٣٤)
٧. خانه به دوش نبودن. بنابر اين، نماز باديه نشينان كه دريك جا استقرار ندارند، بلكه در جاهاى سرسبز و پر آب و علف فرود مىآيند و منزل مىكنند تمام است.