فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٣٠ - ركوع
گودى كف دست به زانو برسد يا رسيدن سر انگشتان كفايت مىكند، اختلافى است.(٩)البته نهادن دستها بر زانوها در حال ركوع واجب نيست؛(١٠)هرچند برخى، احتياط واجب را در نهادن دانستهاند.(١١)
خم شدن بايد به گونه متعارف باشد. از اين رو، خم شدن به يكى از دو پهلو و يا پايين آوردن باسن و بالا بردن زانوها و مانند آن صحيح نيست.(١٢)برخى براى زن، خم شدن در حدى كه دست به زانو برسد را واجب ندانسته و گفتهاند: براى زن خم شدن به اندازهاى كه دست به ران (بالاى زانو) برسد كفايت مىكند؛(١٣)بلكه آن را براى زن مستحب دانستهاند؛(١٤)ليكن در مقابل، برخى در مقدار واجب از انحنا تفاوتى بين مرد و زن قائل نشدهاند؛ اما در مقدار مستحب (خم شدن به گونهاى كه گودى دستها بر سر زانوها قرار گرفته و زانوها به عقب كشيده شوند) قائل به تفاوت شده و آن را تنها به مرد اختصاص دادهاند.(١٥)
نماز گزار ناتوان از خم شدن به مقدار واجب، تا حدّ ممكن خم مىشود؛(١٦)ليكن برخى، احتياط را در خم شدن به اندازه ممكن و اشاره كردن با سر دانستهاند.(١٧)برخى ديگر احتياط را در تكرار نماز به هر دو صورت؛ ركوع با خم شدن به مقدار ممكن و اشاره دانستهاند.(١٨)
كسى كه ايستاده نماز مىگزارد چنانچه خم شدن براى ركوع برايش امكانپذير نباشد، در صورتى كه بتواند در حالت نشسته به ركوع رود، آيا براى او نشسته ركوع كردن واجب است يا ايستاده نماز خواندن و با سر اشاره كردن براى ركوع؟ مسئله محل اختلاف است.(١٩)برخى، احتياط را در گزاردن نماز به هر دو صورت دانستهاند.(٢٠)
كسى كه نشسته ركوع مىكند بايد به اندازهاى خم شود كه صورتش برابر زانوهايش قرار گيرد و افضل، قرار گرفتن صورت محاذى محل سجده است.(٢١)برخى، بلند كردن رانها را نيز در حال ركوع واجب دانستهاند.(٢٢)بعضى گفتهاند: خم شدن به مقدارى كه به نظر عرف ركوع در حال نشسته بر آن صادق باشد، كفايت مىكند.(٢٣)