فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٤١ - شرط بندى
ارتكاز يعنى رسوخ و ثبوت مفهومى خاص در ذهن عقلا (عرف عام) يا متشرعه (عرف خاص)(--> ارتكاز). مراد از شرط ارتكازى شرط ثابت در اذهان عقلا در معاملات رايج ميان آنان است، مانند معيوب نبودن كالا و بهاى آن در معامله يا تساوى عرفى آن دو از نظر ارزش مالى. عنوان ياد شده در كلمات معاصران و نيز قريب به عصر حاضر، در باب معاملات رايج شده است.
شرط ارتكازى همچون شرط صريح و مطرح ضمن عقد( -->شرط ضمن عقد)واجب الوفا است و تخلف از آن در جايى كه ثمن و مثمن از نظر قيمت مساوى نباشند، موجب خيار غبن(--> خيار غبن)و در جايى كه ثمن يا مثمن معيوب باشد، موجب خيارعيب(-->خيارعيب)مىگردد.(١)
شرط اصولى
شرط اصولى: آنچه از نبود آن نبود مشروط لازم بيايد.
شرط اصولى مقابل شرط فقهى(-->شرط فقهى)عبارت است از چيزى كه نبودش نبود مشروط را در پى دارد، بدون آنكه وجودش مستلزم وجود مشروط باشد.(١)
(--> شرط)(--> شرط شرعى)
شرط بنايى
شرط بنايى: شرطى كه عقد مبتنى بر آن است.
شرط بنايى، شرطى است كه در متن عقد ذكر نشده باشد، ليكن طرفين، عقد را مبنى بر آن بسته باشند. اين بنا مىتواند بر اساس توافق قبلى و يا ارتكاز عرفى و عقلايى باشد( -->شرط ارتكازى). عنوان ياد شده در كلمات معاصران در باب معاملات به كار رفته است.(١)
(--> شرط ضمن عقد)
شرط بندى
شرط بندى: گروبندى.