فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٣٦ - زقاق العطّارين
زغال
زغال: چوب و ديگر اندامهاى گياهى نيم سوخته.
زغال عبارت است از چوب سوختهاى كه پيش از سوختن كامل، آن را خاموش كرده باشند، به گونهاى كه قسمت اعظم تركيبات آن تبديل به كربن شده باشد.(١)از آن در باب طهارت و صلات سخن گفتهاند.
استحاله از مطهِّرات(--> مطهّرات)است؛ ليكن در اينكه تبديل چوب نجس به زغال، موجب استحاله و در نتيجه پاكى آن مىشود يا نه، اختلاف است(٢)(--> استحاله).
صحّت سجده بر زغال اختلافى است.(٣)
زغال سنگ --> معدن
زفاف
زَفاف : بردن عروس به خانه داماد(١)(--> عروسى).
زقاق العطّارين
زُقاق العطّارين: كوى عطر فروشان.
عنوان ياد شده كه از آن به «سوق العطّارين» نيز تعبير شده، بازار عطر فروشان بوده كه بين دو كوه صفا و مروه قرار داشته و با توسعه مسجد الحرام از ميان رفته است. از آن در باب حج نام بردهاند.
بنا بر قول مشهور ، هنگام سعى(--> سعى)، هروله بين مناره تا زقاق العطارين ـ كه هم اكنون محدوده آن با چراغ سبز علامت گذارى شده ـ مستحب است(١)( -->هروله).
از محرّمات احرام(--> احرام)استعمال عطر است؛ ليكن در اينكه گرفتن بينى از بوى عطر در سعى، هنگام عبور از كنار بازار عطر فروشان واجب است يا نه، اختلاف مىباشد.(٢)