فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٨٥ - شفاعت
به شرط آنكه او نيز همين كار را بكند، و او اين شرط را بپذيرد و دخترش را به ازدواج او در آورد، بنابر قول مشهور هر دو عقد صحيح، ليكن مهر باطل است و براى تعيين آن به مهر المثل(--> مهر المثل)رجوع مىشود. در فرض ياد شده حتى اگر مهر هم تعيين نشود، عقد محكوم به صحّت است و هر كدام مستحق مهر المثل خواهد بود.(٤)
شغال
شغال: جانورى گوشت خوار، شبيه گرگ ولى كوچكتر از آن.
از آن به مناسبت در باب طهارت و اطعمه و اشربه نام بردهاند.
به قول مشهور قدما چنانچه شغال در چاه آب بيفتد و بميرد با كشيدن چهل دلو آب، چاه پاك مىشود(١)( -->آب چاه).
شغال از جانوران درنده(--> درنده)و حرام گوشت به شمار رفته(٢)و محكوم به احكام آن دو است(--> حيوان). بنابر اين، ادرار و مدفوع آن نجس است؛(٣)ليكن به قول مشهور تذكيه پذير(--> تذكيه)مىباشد و پس از تذكيه، استفاده از پوست و موى آن جايز است؛(٤)هرچند در اينكه جواز آن منوط به دباغى(--> دباغى)است يا نه، اختلاف مىباشد؛(٥)اما در هر صورت نماز گزاردن با آن جايز نيست.(٦)
شُغل ذمّه --> اشتغال ذمّه
شُغل؛ قاعده --> قاعده اشتغال
شِفا --> درمان
شفاعت
شفاعت: واسطه شدن در كارى؛ درخواست چيزى از مقام بالاتر براى فرد پايينتر از خود.(١)
شفاعت از ريشه «شفع» به معناى جفت و قرين شدن است و چون در شفاعت فردى كه مقام بالاترى دارد