فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٧٧ - سفر
اقامت در وطن يا غير وطن فاصله نيفتد. در اين صورت در سفر سوم نماز تمام خواهد بود.(٥٢)
برخى ديگر با دو بار مسافرت به گونه ياد شده، كثرت را محقق دانسته و در سفر دوم قائل به اتمام نماز شدهاند.(٥٣)
برخى نيز صدق عرفى را ملاك دانسته و گفتهاند: تكرار سفر به اندازهاى كه از نظر عرف كثير السفر اطلاق شود، لازم است .(٥٤)
برخى بين كسى كه سفر شغل و حرفه او است و كسى كه چنين نيست تفصيل داده و گفتهاند: در صورت نخست، در سفر اول نماز تمام است و نيازى به تكرار سفر نيست؛ زيرا شغل و حرفه قرار دادن سفر جايگزين تكرار سفر مىشود؛ ليكن در صورت دوم، تكرار سفر به اندازهاى كه نزد عرف كثير السفر به شمار آيد ـ كه به كمتر از سه بار سفر كردن پى درپى محقق نمىشود ـ لازم است.(٥٥)
سومين اختلاف:بنابر اينكه ملاك شغل بودن سفر باشد، تحقق بخش شغل بودن سفر چيست؟
شكى نيست كه صدق عنوان شغل و كار بر جيزى منوط به انتخاب آن به عنوان شغل و اشتغال به آن با تصميم بر استمرار آن است. بنابر اين، با انجام دادن كارى، يك يا دو و يا سه بار به طور اتفاقى عنوان شغل محقق نمىشود؛ چنان كه با انتخاب شغل بدون اشتغال به آن نيز عنوان شغل تحقق نمىيابد؛ ليكن با انتخاب چيزى به عنوان شغل و شروع به آن، عنوان شغل بودن تحقق مىيابد و متوقف بر تكرار آن نيست؛ از اين رو، گروهى قائل به وجوب اتمام نماز در سفر اول شدهاند؛(٥٦)ليكن برخى تعدد سفر ـ دو يا سه بار ـ را لازم دانستهاند؛ هرچند با سفر نخست عنوان ياد شده تحقق يابد.(٥٧)
گروهى ملاك را صدق عرفى عنوان فوق دانسته و گفتهاند: صدق عرفى كار و شغل بودن سفر نسبت به بعضى مشاغل با يك بار سفر تحقق مىيابد، ليكن نسبت به بعضى مشاغل ديگر متوقف بر تكرار سفر است.(٥٨)
پس از ثبوت حكم (اتمام نماز) بر