فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٧٦ - سفر
ريشه اختلاف در ملاك نيز اين است كه مقصود از ذكر عناوين اشخاصى كه در روايات آمده و حكم به اتمام نماز آنان شده و نيز علتى كه در برخى روايات براى اتمام نماز ايشان وارد شده (سفر عمل آنان است) چيست؟ آيا مقصود بيان كثرت و غلبه سفر است و علّت ياد شده اشاره به بناى عملى و استمرار آنان بر سفر مىباشد يا مقصود اتخاذ سفر به عنوان كار و شغل است؟ بنابر بر احتمال نخست، ملاك كثرت و غلبه سفر خواهد بود؛ خواه سفر به جهت شغل و كار باشد يا غير آن، همچون سياحت يا زيارت؛ ليكن بنابر احتمال دوم، ملاك اتخاذ سفر به عنوان كار و حرفه مىباشد نه كثرت و غلبه آن بر حضر. بنابر اين، سفر غير كارى، همچون زيارت يا تفريح هرچند بسيار و بر حضر (بودن در وطن) غلبه داشته باشد موجب اتمام نماز نمىشود؛ ليكن در اينكه مراد از اتخاذ سفر به عنوان شغل، مقوّم و ركن بودن سفر براى شغل است؛ بدين معنا كه سفر بخشى از شغل باشد، مانند راننده يا بازرگانى كه از شهرى به شهرى ديگر دوره گردى مىكند، يا اينكه مراد از آن توقف شغل بر سفر است؛ اعم از آنكه سفر جزء آن باشد، مانند مثال ياد شده يا مقدمه آن، مانند كسى كه محل كارش در شهرى ديگر ـ غير از وطنش ـ مىباشد و در نتيجه براى رفتن به محل كار ناگزير از سفر است، اختلاف مىباشد. بنابر احتمال نخست، كسى كه سفر مقدمه شغل او است، نه مقوّم و جزء آن، نمازش قصر است، چنان كه گروهى قائل به آناند؛(٥٠)ليكن بنابر احتمال دوم، نمازش تمام است، چنان كه گروهى به آن فتوا دادهاند.(٥١)
دومين اختلاف:بنابر اينكه ملاك كثرت سفر باشد، كثرت به چه چيزى محقق مىشود؛ به دوبار سفر كردن يا سه بار و يا معيار صدق عرفى آن مىباشد؟ مسئله اختلافى است. برخى گفتهاند: كثرت سفر با سه بار سفر كردن محقق مىشود، به شرط آنكه سفر در هر بار با رسيدن به وطن يا غير وطن به قصد اقامت ده روز پايان يابد و نماز تمام خوانده شود و بين سفرها نيز ده روز