فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢١٧ - ريش
هر كدام به ورثه ديگرى مىرسد، و اگر يكى مالك و ديگرى غاصب باشد، خون غاصب كه مىكوشيده به نا حق ريسمان را از مالكش بگيرد، هدر است و در نتيجه چيزى به ورثه او داده نمىشود؛ در مقابل، ورثه او بايد به ورثه مالك، ديه كامل بپردازند، و اگر فرد سومى ريسمان را پاره كند، پاره كننده، در صورت شبه عمد بودن اقدام، و عاقله او( -->عاقله)در فرض خطا بودن، ضامن ديه آن دو است.(٤)
ريسندگى
ريسندگى: عمل ريسيدن؛ تبديل كردن پشم، پنبه و مانند آنها به نخ.
از آن به مناسبت در باب تجارت سخن گفتهاند.
آموزش دادن فن ريسندگى به زنان مستحب است.(١)
ريش
ريش: موهاى دو طرف صورت و چانه مردان.
از آن به مناسبت در بابهاى طهارت، صلات، حج، تجارت، حجر، قصاص و ديات سخن گفتهاند.
چنانچه محاسن، كم و سبك باشد به گونهاى كه پوست صورت آشكار باشد، رساندن آب به صورت در وضو لازم است؛ اما اگر زياد و پر باشد، به گونهاى كه احاطه به پوست داشته باشد، شستن ظاهر محاسن كفايت مىكند و رساندن آب به زير آن لازم نيست.(١)
در وضو شستن آن مقدار از محاسن كه خارج از حدّ متعارف صورت است واجب نيست.(٢)برخى آن را مستحب دانستهاند(٣)( -->استرسال).
در وضو چنانچه در كف دست رطوبتى براى مسح باقى نماند، از رطوبت ريش خود برمى دارد.(٤)برخى گفتهاند: گرفتن رطوبت از ريش، ابرو، و ديگر اعضاى وضو براى مسح مطلقا صحيح است، هرچند كف دست رطوبت داشته باشد.(٥)