فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٥٩ - سفاهت
سعير --> جهنم
سفارت --> سفير
سفال
سفال: آنچه از خاك رس زرد يا سرخ مىسازند و بدون لعاب كارى آن را مىپزند.
از آن در باب طهارت و صلات سخن گفتهاند.
در صحّت تيمم بر مثل سفال ـ كه با آتش پخته شده ـ اختلاف است؛(١)چنان كه صحت سجده بر سفال در حال اختيار (با وجود خاك و مانند آن) اختلافى است.(٢)
آيا استفاده از ظروف سفالى و مانند آن كه مايعات در آن نفوذ مىكند، پس از ريختن شراب در آن و برطرف شدن عين نجاست و شستن ظرف، جايز است؟ مسئله اختلافى است.(٣)
در اينكه گل نجس بر اثر پخته شدن با آتش و تبديل به سفال، استحاله(-->استحاله)و در نتيجه پاك مىگردد يا نه، اختلاف است.(٤)
ماليدن سفال به پا هنگام حمام كردن مكروه است.(٥)
نوشيدن آب در ظرف سفالى مستحب است.(٦)
سفاهت
سفاهت:ناتوانى در حفظ مال بر اثر سبك عقلى.
سفاهت در لغت به معناى سبك عقلى و نقصان خرد آمده است. به فرد داراى سفاهت «سفيه» گويند. مراد از سفاهت در كلمات فقها، سبك عقلى و كم خردى نسبت به حفظ مال است. بنابر اين، در فقه به كسى سفيه گويند كه به جهت سبك عقلى فاقد حالت و ملكه حفظ مال است و در نتيجه اموال خود را به مصارفى غير عقلايى مىرساند و آنها را به هدر مىدهد و در معاملاتش مصلحت انديشى ندارد و به راحتى فريب مىخورد و در به دست آوردن مال و هزينه كردن آن، شيوه و روشى جداى از شيوه عقلا دارد.(١)از اين رو،