فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧٤١ - شهادت
ارتكاب گناه صغيره ـ بدون اصرار بر آن ـ مانع پذيرش شهادت نيست؛ چنان كه ترك مستحبات موجب زوال عدالت نخواهد بود، مگر آنكه به مرز بى اعتنايى و استخفاف به آنها برسد. هرچند برخى در زيان رسانيدن آن به عدالت شخص اشكال كردهاند.(٢٧)
٥ . متهم نبودن:مراد از آن مطلق تهمت نيست؛ بلكه تهمت خاص است كه تفصيل آن به شرح ذيل مىباشد.
الف. جلب منفعت براى شاهد:بنابر اين، شهادت شخص براى شريك خود بر مال شراكتى، طلبكار براى محجور بر مال متعلق طلب او، مالك برده براى برده و به قول مشهور، شهادت وصىّ و وكيل نسبت به آنچه بر آن ولايت دارند، پذيرفته نيست.(٢٨)
ب. دفع ضرر از شاهد:بر اين اساس، شهادت عاقله(--> عاقله)بر عدم عدالت شهود جنايت و شهادت وصى و وكيل بر عدم عدالت شهود مدّعى كه عليه وصيّت كننده و موكّل طرح دعوا كرده است، پذيرفته نخواهد بود.(٢٩)
ج. دشمنى دنيوى:خواه دشمنى دنيوى به حدى برسد كه موجب فسق و زوال عدالت گردد يا به اين حد نرسد، مگر آنكه شاهد به نفع دشمن شهادت دهد يا منشأ دشمنى دين باشد. بنابر اين، شهادت مسلمان عليه كافر صحيح است.
برخى گفتهاند: تحقق دشمنى دنيوى به اين است كه از ناراحتى يكى، ديگرى خوشحال و از خوشحالى او ناراحت گردد يا اينكه دو طرف به يكديگر نسبت ناروا، همچون زنا بدهند.(٣٠)
به قول مشهور، گواهى دادن برخى اعضاى كاروان به نفع برخى ديگر عليه راهزنان قافله به انگيزه دشمنى دنيوى پذيرفته نيست؛ ليكن به گفته برخى، چنانچه از شاهدان چيزى به سرقت نرفته باشد يا در صورت سرقت متعرض آن نشوند، شهادتشان پذيرفته است.(٣١)
د. تبرع به شهادت:مراد از آن پيشى گرفتن به اداى شهادت قبل از درخواست حاكم است كه از اسباب تهمت به شمار مىرود و موجب پذيرفته نشدن شهادت مىشود. البته به قول مشهور، عدم پذيرش شهادت تبرعى اختصاص به حقوق الناس دارد(٣٢)( -->شهادت حسبه).