فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٨٠ - سفر
عبارت است از:
١. وطن. با رسيدن مسافر به وطن، سفر او قطع مىشود و در نتيجه اثر سفر، يعنى شكسته شدن نماز منتفى مىگردد؛ زيرا با رسيدن مسافر به وطن، شخص از عنوان «مسافر» خارج مىشود و با برطرف شدن موضوع (سفر) حكم آن نيز منتفى مىگردد(٧٠)( -->وطن).
٢. قصد اقامت ده روز در يك مكان. اگر مسافر قصد كند ده روز پياپى در محلى اقامت كند نمازش تمام و روزهاش صحيح است(٧١)( -->اقامت).
٣. باقى ماندن توأم با ترديد سى روز در يك مكان. مسافرى كه در يك محل، سى روز با ترديد در ماندن و رفتن بماند، پس از سى روز نمازش تمام و روزهاش صحيح است.(٧٢)
افطار:خوردن روزه ـ چنان كه گذشت ـ از آثار سفر است. بنابر اين، مسافر نبودن از شرايط صحت روزه است و روزه مسافر صحيح نيست، مگر در مواردى كه استثنا شده است(--> روزه).
شرايط افطار:شرايط افطار همان شرايط قصر نماز است كه گذشت. بنابر اين، با تحقق هر يك از آنها روزه نيز افطار مىشود؛ چنان كه قطع كننده سفر نيز همين حكم را دارد؛ يعنى همان گونه كه اثر سفر را نسبت به نماز برمىدارد، اثر سفر نسبت به روزه را نيز برمىدارد و در نتيجه با پيدايى يكى از آنها روزه گرفتن، جايز يا واجب خواهد بود.(٧٣)تنها در موارد ذيل، اثر سفر نسبت به نماز و روزه متفاوت است.
١. مكانهاى چهارگانه مكه، مدينه، كوفه و كربل(--> اماكن اربع)كه مسافر نسبت به نماز، بين قصر و اتمام مخيّر است؛(٧٤)ليكن نسبت به روزه، افطار بر او متعين مىباشد.(٧٥)
٢. مسافرى كه بعد از زوال از وطن يا محل اقامت خود خارج مىشود، به قول مشهور روزهاش صحيح است و در صورت وجوب روزه، مانند روزه ماه رمضان، افطار آن حرام خواهد بود؛ ليكن نمازش قصر مىشود.
٣. مسافر اگر بعد از زوال به وطن خود بازگردد، روزه آن روزش صحيح نيست؛ ليكن نمازش تمام است.(٧٦)