فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨٦
معترضانه به امام سجاد (ع) گفت: جهاد و سختيهاى آن را ترك كردهاى و حج و راستى و نرمى آن را گرفتهاى.
امام (ع) وقتى اين سخن را شنيد تكانى خورد و چون تكيه داده بود به حالت جدى نشست و فرمود: «واى بر تو مگر سخن پيامبر (ص) را در حجة الوداع نشنيدهاى در آن هنگام كه در عرفات بود. لحظاتى كه خورشيد مىرفت در پشت كوهها از چشمها ناپديد گردد به بلال دستور داد كه مردم را به سكوت و شنيدن سخنانش فراخواند و آنگاه فرمود شما در چنين روزى بر شما بخشش و لطف فراوان فرمود، نيكانتان را آفريد و آنها را براى بدكارانتان شفيع قرار داد. براه افتيد كه آمرزيده شديد، مگر آنها كه حقوق مردم بر گردن دارند كه خداوند عادل است و حق ضعيف را از قوى مىگيرد». [١]
١. مقصود از ضعيفى كه بهجاى جهاد، حج بجا مىآورد آن ناتوانى نيست كه خود را از پا انداخته باشد و در انجام فريضه جهاد كوتاهى كرده باشد و به خاطر راحت طلبى و عافيت جوئى خوشيهاى سفر حج را بر مصائب و تلخيها و خطرهاى جهاد ترجيح داده باشد. زيرا چنين كسى مقصر و گنهكار است نه ضعيف.
امام صادق (ع) بدنبال بيان اين حقيقت،
«الحج جهاد الضعيف»
دست خود را بر سينه مىگذارد و با اشاره به خود مىگويد
«نحن الضعفاء و نحن الضعفاء»
و امام سجاد (ع) از توجيه نادرست معترض كه تاكتيك را با فرار از ناتوانى از مسؤوليت به اشتباه گرفته بود عكس العملى آنچنان نشان مىدهد.
حج تاكتيك جنگى و مبارزاتى آن دسته از ضعيفان است كه عليرغم خواست و تلاششان به ناتوانى و استضعاف كشانده شدهاند يا همچنان در ناتوانى از نظر فكر و آرمان و قدرت نگهداشته شدهاند.
طبيعى است وقتى گفته مىشود حج به جاى جهاد (در مورد مستضعفين) ناگزير بايد حج جبران كننده كمبود جهاد و تأمين كننده بخشى از اهداف جهاد و حداقل براى آماده نگهداشتن در مسير جهاد باشد كه حج به حق چنين است. زيرا بخشى از اهداف جهاد را كه خودسازى و تأمين امنيت و رهايى از سلطههاى غير خدايى و مبارزه با شياطين و مسلح شدن و زمينه سازى براى ريشهكن كردن تجاوزها و رها شدن تودهها از بند اسارتها به سوى خدا و
[١] . فروع كافى، ج ٥ ص ٢٢.