فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٢ - بخش اول كليات
اختصاص داده مىشود و احكام را شامل نمىگردد، در حالى كه اطلاق آن بوضوع شامل موضوعات و احكام مىگردد، بلكه شمولش به احكام كه شأن شارع است نسبت به شمولش به موضوعات كه بيان آنها اختصاص به شارع مقدس ندارد، اولى مىباشد.
آخرين ايراد بر سخن ابن كثير و نظاير وى آن است كه على (ع) همانطور كه برائت را در منى ابلاغ نمود، تعدادى از احكام را نيز بر شمرد كه در گذشته به برخى از موارد آن اشاره شد.
عمل على (ع) نشاندهنده اين حقيقت است كه مأموريت وى شامل ابلاغ احكام نيز بوده است، احكامى كه در واقع عبارت از معنى و مفهوم شرعى و قرآنى برائت مىباشد. [١]
برخى از مفسران در دنباله بحثهاى كلامى در زمينه آيات برائت به اين نكته اشاره كردهاند كه اگر كلام پيامبر (ص)
«لا يودى عنى الا انا اورجل منى»
به مفهوم مطلق تفسير شود معنى آن، چنين خواهد بود كه امر تبليغ دين منحصر به پيامبر (ص) و خاندان او مىباشد در حالى كه اين مطلب خلاف ضروريات اسلام است و پيامبر (ص) خود بارها فرمود: «آنچه را كه شنيديد به غايبان ابلاغ نماييد».
«فليبلغ الشاهد الغائب». [٢]
در صورتى كه كلام رسول الله (ص) در اين مورد مانند گفتارش در حديث غديرغم و ثقلين و نظاير آن مربوط به بحث امامت، حجت و مستند نهايى احكام شريعت است نه تبليغ عمومى كه پس از روشن شدن منبع و حجت و مستند احكام و تعاليم الهى بر همگان فرض كفايى مىباشد؛ به اين معنى كه مبلغان بايد بر امورى كه به عنوان شريعت و دين تبليغ مىكنند مستندى از قرآن و احاديث نبوى (ص) و يا احاديث اهل بيت عليهم السلام داشته باشند تا تبليغ اسلام محسوب گردد.
به تعبير ديگر كلام رسول خدا (ص) كه فرمود:
«لا يؤدى عنى الا انا اورجل منى»
بيانگر معنى ولايت و حاكميت در دولت اسلامى است و برائت و جهاد از شئون ولايى و حكومتى است و حديث فوق صريحاً ولايت و حاكميت را مخصوص به پيامبر (ص) و يا كسى مىداند كه منسوب به آن حضرت باشند.
در هر حال بحث كلامى در مورد حادثه تفويض مأموريت اعلان برائت به على (ع) موجب گرديده كه آيات برائت به درستى و با ديد خالص قرآنى و بر اساس روشهاى صحيح
[١] . رك: تفسير الميزان، ج ٣ ص ١٨٠-١٧٠.
[٢] . رك: تفسير المنار، ج ١٠ ص ١٦٠-١٥٧ و صحيح ترمذى و مسند احمدبن حنبل و ابن كثير به نقل از همان. و نقد نظريه المنار در تفسير الميزان، ج ٣ ص ١٧٨.