فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٠ - بخش اول كليات
شد و حج آن روز، حج اكبر بود. [١]
در برخى از روايات آيات برائت به معنى پايان دادن به قراردادهاى نقض شده از جانب مشركان تفسير شده است.
در روايتى از ابن عباس چنين آمده است:
«فقام على فنادى ذمة الله و ذمة رسوله برئيه من اكل مشرك فسيحوا فى الارض الاربعه اشهر...». [٢]
در سال نهم ه. ق در منى على (ع) به نيابت از جانب پيامبر (ص) بپاخواست و گفت:
«خداوند و رسولش هيج تعهدى در برابر هيچ مشركى ندارند چهارماه به حال خود باشيد و ديگر از آن پس مشركى نبايد در حج شركت كند و...».
اين تفسير از برائت اصولاً بدان معنى است كه برائت هيچگونه عنوان مستقلى نداشته و صرفاً جنبه اعلان لغو قراردادها و كان لم يكن تلقى كردن تعهدات نقض شده دارد.
ولى از آنجا كه اين روايت و مشابه آن با نص صريح قرآن منافات دارد نمىتواند در تفسير آيات اول سوره برائت قابل استناد باشد. زيرا صريح اين روايت آن است كه كليه قراردادها در مورد مشركين در جريان برائت سال نهم هجرى يك جانبه از طرف پيامبر (ص) لغو گرديده است. [٣]
در حالى كه به صراحت آيات چهارم و پنجم سوره برائت (حكم اعلان برائت) به مشركانى مربوط مىشود كه قبلاً پيمانهاى خود را نقض نمودهاند، اما در مورد مشركانى كه هنوز در تعهداتشان پابرجا هستند حكم (فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ) اعمال مىگردد.
جاى تعجب است مفسرانى چون ابن كثير [٤] در توجيه اين جمله پيامبر (ص)
«لا يودى عنى الا انا اورجل منى»
«بايد پيام من يا توسط خودم ابلاغ شود يا به وسيله كسى كه منسوب به من و از خاندان من است» كه در بسيارى از روايات برائت نقل شده است مىنويسد: اين جمله اختصاص به مواردى چون لغو نمودن پيمان و برائت از تعهدات دارد و شامل ابلاغ احكام نمىگردد و اگر على (ع) براى اعلان برائت انتخاب شد بدان جهت بود كه در عرف عرب جاهلى، عادت بر آن بود كه نقض عهد ميبايست يا توسط خود عامد و متعهد انجام گيرد و يا به وسيله كسى كه از خاندان او باشد و مراعات اين سنت جاهلى باعث شد كه پيامبر (ص)
[١] . رك: تفسير عباسى، ج ١، تفسير الميزان، ج ٣ ص ١٩٧ و الدر المنثور، ج ٣ ص ٢٠٩.
[٢] . رك: تفسير الميزان به نقل از تفسير المنار به نقل از ترمذى، ج ٣ ص ١٧٢.
[٣] . پيشين.
[٤] . رك: تفسير ابن كثير، ج ٢ ص ٣٣٢.