فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٧٠
مىگردد و چه بسيار كه عوارض ناشى از آن، بدن را ضعيف و بسترى نيز مىسازد. اما هيچكدام از اين عوارض منفى و به ظاهر نامطلوب چيزى از ارزش و ضرورت نظام دفاعى بدن نمىكاهد و گاه براى پيشگيرى برخى از بيماريها، سيستم دفاعى بدن با عوامل مصنوعى تحريك مىگردد و با تزريق برخى از عوامل بيمارىزا (واكسن) جنگ داخلى كنترل شدهاى بر بدن تحميل مىگردد تا بدين وسيله توان دفاعى بدن در برابر عوامل قوىترى كه احتمالاً در آينده سلامت بدن را تهديد خواهند نمود افزايش يابد و آمادگى نظام دفاعى بدن همواره در حدّ مطلوب حفظ گردد.
حال اگر صورت مسأله را عوض كنيم و بهجاى جنگ گلبولهاى خون با عوامل تحديد كننده سلامت بدن كه ناشى از سيستم دفاعى فعال بدن است، حالت تسليم و رضا را فرض نماييم و همسويى و همكارى عوامل دفاعى بدن با ميكروبها، باكتريها، ويروسهاى مضرّ و تخريب كننده را پيش فرض قرار دهيم، در بدن يك انسان مبتلا به بيمارى چه اتفاقى رخ خواهد داد؟
اگر هراس از جنگ و جدال درونى به دليل اجتناب از عواقب وخيم آن و تب و تاب و عوارض منفى بود، با چنين پيش فرضى مىتوان از اين عوارض نامطلوب نجات يافت. يا به عكس در اين صورت وخامت اوضاع بدن بيشتر و عوارض منفى خطرناكتر و پيشرفت دشمن سلامت بدن، آشكارتر خواهد شد.
جايگاه جهاد نظام امت و امامت در برابر عوامل تهديد كننده در حقيقت همان حالت دفاعى بدن در مقابل عوامل مخرب سلامت فيزيكى بدن مىباشد كه هر چه قوىتر و فعالتر باشد ميزان تضمين سلامت بدن بيشتر و شكنندگى آن در برابر عوامل بيمارىزا كمتر است.
همانطور كه فعال شدن سيستم دفاعى بدن به دليل واكسيناسيون و يا بيمارى عادى موجب تشديد مقاومت بدن در برابر عوارض بعدى مىباشد و از اين روست كه گاه ابتلا به برخى از بيماريها موجب تقويت قدرت دفاعى بدن و جلوگيرى از مبتلا شدن به بيماريهاى خطرناكتر مىگردد. در تئورى نظام امامت نيز فعال شدن سيستم دفاعى جامعه اسلامى يعنى جهاد موجب تقويت توان دفاعى و بالا رفتن سطح كارآيى عناصر دفاعى كشور اسلامى مىگردد.
بهعبارت ديگر در روند جهاد، نظام اسلامى به دو اثر سودمند دفاعى نايل مىشود: