فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٦٣
همانطور كه بارها در اين مقوله مباحث يادآور شدهايم، اصل در روابط خارجى جهان اسلام، صلح است. مگر آنكه يكى از دلايل مشروعيت جهاد موجب تغيير رژيم حقوقى اسلام گردد.
بهعلاوه در صورت قبول نظريه اصالت جهاد در روابط بينالملل از ديدگاه اسلام معنى جهاد با توجه به آيات مربوطه در قرآن، تحميل و زور نيست و هدف از آن دستيابى به ارزشهايى است مانند: بازگشت به سرزمين خود كه مسلمانها از دست دادهاند و يا مانند نجات از حاكميت زور و تحميلى كه غيرمسلمانها دچار آن مىباشند.
[٢] . روايات جهاد و مداخله
احاديث مربوط به جهاد، مجموعه بههم پيوستهاى است كه براى رسيدن به برداشتى صحيح از آنها بايد همه آن احاديث را مدنظر قرارداد و بدون رعايت اين اصل بىشك احتمال اشتباه و تحريف در برداشت مستند به برخى از اين احاديث وجود خواهد داشت.
در اينجا به عنوان مثال به برخى از اين احاديث اشاره مىشود:
الف - قال رسول الله (ص):
«الخير كله فى السيف و تحت ظل السيف و لا يقيم الناس الا السيف و السيوف مقاليد الجنة و النار». [١]
«همه ارزشها در سلاح نهفته و در سايه اسلحه قابل دسترسى مىباشند. مردم را جز شمشير به راه نمىآورد، سلاحها كليدهاى بهشت و يا آتشند».
اگر اين حديث منهاى احاديث ديگر كه علل مشروعيت به كارگيرى سلاح را بيان مىكند٢و احاديثى كه حتى در موارد مشروعيت جهاد محدوديتهاى مربوط به سلاح را شرح مىدهد مورد استنتاج قرار گيرد معنى آن چنين خواهد بود كه بهجاى هر كارى بايد نخست به سراغ سلاح رفت و همه مشكلات را با اسلحه حل نمود و براى اصلاح امور مردم، تنها از طريق خونريزى اقدام كرد و بالاخره دربهاى بهشت را بزور اسلحه گشود.
اگر چنين بود چرا پيامبر اسلام (ص) خود چنان نكرد و آن همه دشواريها، تلخيها، شكنجههاى دشمن و سختيها را تحمل نمود و از طريق آيه (اُدْعُ إِلىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ اَلْمَوْعِظَةِ اَلْحَسَنَةِ وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ) [٣] و نيز با
«قولوا قولاً لينا» مردم را به اسلام دعوت كرد.
[١] . وسائل الشيعة، ج ١١ ص ٥، و فروع كافى، ج ١ ص ٣٢٧.
[٢] . همان.
[٣] . نحل، آيه ١٢٥.