فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٦٢
مىشود و دولت مداخله شده نيز سعى مىكند با استفاده از نقطه ضعفهاى دولت مداخله گر، به امور داخلى آن رخنه نموده و اثر متقابل بگذارد. اين نوع عمل مقابله بهمثل در صورتى كه از كنترل خارج شود در دراز مدت به جنگهاى سرد يا مسلحانه پايدارى تبديل خواهد شد.
مبحث دوم: جهاد و مداخله در امور داخلى
با توجه به تعريفى كه در مباحث گذشته از جهاد و مداخله ارائه گرديد مىتوان چنين نتيجه گرفت كه جهاد هرگز به معنى مداخله در امور داخلى ملتها و كشورهاى ديگر نيست. لكن در اين زمينه برداشتهاى نادرستى به استناد بر خى از تعابير اسلامى و متون فقهى به عمل آمده كه لازمست در اينجا مورد بررسى و نقد قرار گيرد.
١. آيات جهاد و مداخله
كليه آيات جهاد مقرون به بيان مشروعيت و علل آن مىباشد و از سوى ديگر آيات جهاد، رافع حكم نفى اكراه نمىباشد و افزون بر اين دو نكته اصولاً وادار كردن فرد، گروه و ملتى به قبول اسلام در هيچ آيهاى به عنوان هدف جهاد نيامده است و اين يك برداشت نادرست از آيات جهاد بوده كه جمعى از دشمنان اسلام به منظور معرفى اسلام به عنوان دين شمشير، مجبور نمودن انسانها به قبول اسلام را از اهداف جهاد معرفى كردهاند، بدون آنكه كوچكترين دليلى بر اين ادعا ارائه كرده باشند. شايد معنى جنگ مقدسى كه كليسا در جريان جنگهاى صليبى در سراسر اروپا به راه انداخت زمينه برداشت مشابهى را از جهاد اسلامى براى غربيان به وجود آورد كه خوشبختانه در نوشتههاى كسانى چون جان ديان پورت در كتاب «عذر تقصير به پيشگاه محمد (ص)»، ساحت اسلام از اين اتهامات تبرئه گرديد.
نويسندگانى چون مجيد خدورى كه اساس روابط جهان اسلام با خارج را بر محور جهاد دانسته و عمليات نظامى را تنها راه عملى اسلام يا جهان خارج شمردهاند گرچه بهطور غيرمستقيم نوعى مداخله در امور داخلى جهان خارج از اسلام را تداعى مىكند اما اين نظر، نه درست است و نه چنين نتيجهاى مىتوان از آن بهدست آورد.